تبلیغات
red love - ادامه
red love

مدیر وبلاگ : asal roohi

ادامه

دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت: 11:44 ب.ظ

نظرات() 

بخش هفتم - عصر انــوری
درآمدی بر عصر انوری، فرجام رونق ستایشگر

دوره­ دوم فرمانروایی سلجوقیان، كه در سرتاسر نیمه­ اول سده ششم هجری ادامه داشت، با یورش غزان به خراسان پایان گرفت. از آن پس، هر بخش امپراتوری وسیع سلجوقی به دست فرمانروایی محلی از طوایف و نژادهای گوناگون افتاد سیاست كلی سلاجقه و امرای پس از آنان بر حمایت از شعر و ادب فارسی استوار نبود و شاعران اگر ستایش هم می­گفتند از روی عادت و بیشتر بدان دلیل بود كه اغلبشان هنر دیگری نداشتند.
مضمون شعر این دوره: مدح است و وصف و به مقدار بیشتری نسبت به دوره­های پیش، هم غزل و در كنار آنها بد زبانی و هجو گویی و روی گردانی از دنیا هم وجود دارد.
قالب شعر این دوره: عمدتاً قصیده و غزل است و بعد قطعه و رباعی و مسمط و تركیب بند.
زبان شعر: عموماً‌ پخته و نسبت به دوره­ گذشته نرمتر و رامتر است ولی میزان لغات عربی در شعر برخی از شاعران این دوره مثل انوری و خاقانی زیاد است و روی هم رفته تركیب شعر دشوارتر و دیریابتر.
نكته: سبك شعر این دوره را به دلیل بالندگی­اش در سرزمینهای عراق عجم «سبك عراقی»‌ می­نامند.



  برخی از ویژگیهای سبك عراقی عبارتند از:

1- ورود لغات و تركیبات متعدد از لهجه­های محلی به زبان فارسی دری؛
2- نفوذ عمیق تر و گسترده­تر فرهنگ اسلامی؛
3- نفوذ افكار و اصطلاحات صوفیه در شعر و رواج عرفان اسلامی؛
4- بدبینی شاعران نسبت به اوضاع زمان بر اثر نابسامانیهای این دوره؛
5- ورود روز افزون لغات عربی و استفاده­ فراوان از استعاره و كنایه و اصطلاحات فلسفی، كلامی، طبی، نجومی، و غیره كه فهم شعر را اندكی دشوارتر می­ساخت؛
6- گسترش حوزه­ زبان و ادبیات فارسی در نقاط مختلف ایران و شعبه قاره­ هند.
 



  درس یازدهم
انوری، پیامبر ستایشگران

این پیامبر ستایشگران كه نامش اوحدالدین علی و نام پدرش وحیدالدین محمد بود در قریه­ی«بَدنَه» نزدیك مهنه یا میهنه واقع در خاك خاوران میان توس و سرخس زاده شد و به سبب انتسابش به سرزمین خاوران، در آغاز شاعری «خاوری»‌ تخلص می­كرد. انوری به خدمت سلطان محمود در آمد و تنها بخشی از زندگی او در آرامش و برخورداری گذشت.
شاعری انوری و اخلاق او: ببشترین شهرت انوری به قصاید اوست كه در سه مضمون 1- ستایش شاهان و بزرگان، 2- وصف طبیعت، 3- هجو دشمنان و مخالفان، است.
مدایح او، مشمون به اغراق و در عین حال حاوی مضامین غرورانگیز ستایشی است. غزلیات وی نشان می­دهد كه در روزگار جوانی و سرخوشی به غزل گویی و عاشق پیشگی اشتغال داشته است. دیگر قطعات اوست كه پیشگام ابن یمین، شاعر قطعه سرای عصر سربداران، است. مضمون قطعات انوری ستایش، خواهشگری، بدزبانی و هجوگویی است. گاهی او را شاعری اجتماعی و در مسند و مردم دوست می­بینیم كه از زبان مردم خراسان در برابر بیدادهای غُزان لب به شكوه می­گشاید و در قصیده­ای ستمهای بیدادگران را بر ملا می­سازد. «نامه­ اهل خراسان» كه از زیباترین و پرآوازه­ترین اشعار اجتماعی انوری است نظر بسیاری از غربیان را به خود جلب كرده و به چندین زبان بیگانه ترجمه شده است. انوری در سال 583 با زندگانی بدرود گفت.
 



  مسعودِ سعد و شعر حبسیّه

مسعود سعد در یكی از سالهای 438 تا 440 در لاهور پا به هستی گذاشت. نزدیك به بیست سال از بهترین ایام زندگانی او در زندان گذشت، طی پانزده سالی هم كه در پایان عمر خویش آزاد زیست به خواندن و نوشتن اشتغال ورزید اما در این ایام هم به زندان پیری و ناتوانی گرفتار آمده بود. سرانجام پس از حدود هشتاد سال به سال 515 هجری بدرود زندگانی گفت.
شیوه شاعری مسعود: مسعود سعد در حقیقت از نامورترین شاعران عصر دوم غزنوی است و شهرت او در گروی حبسیات اوست. این قسم از اشعار او مؤثر و دردانگیز و در عین حال، جالب و گیرا از آب در آمده و تظلمهایی از دیدگان آن روزگار را ثبت كرده است. علاوه بر این، در وصف، مدح، غزل و هجو و شوخی هم، دستی قوی و شیوه­ای ممتاز داشته است.
 



  خودآزمایی درس یازدهم:
1) بیت: «هفت سالم بسود سو و دهك / پس از آنم سه سال قلع نای» از كیست و به چه مسأله­ای اشاره دارد؟

از مسعود سعد است و به زندان شدن او در قلعه­های سو و دهك و نای اشاره دارد.  



  2) تخلص انوری در آغاز چه بود؟
آیا شاعرانی را می­شناسید كه بیش از یك تخلص داشته­اند؟

انوری در آغاز شاعری «‌خاوری»‌ تخلص می­كرد. پ قسمت دوم سؤال: بله ـ خاقانی كه در آغاز «حقایق» تخلص می­كرد، فروغی بسطامی، غزل سرای معروف قرن سیزدهم كه ابتدا «‌مسكین» تخلص می­كرد.  



  3) شهرت مسعود سعد در چیست؟

شهرت او به حبسیات اوست.  



  4) بیشترین شهرت انوری چیست؟

در قصاید.  



  درس دوازدهم
جمال الدین عبدالرزاق، مكتب دار شعر اصفهان

برجسته­ترین و نامدارترین چهره­ شعر و ادب فارسی اصفهان در سده­ ششم هجری جمال­الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی است. او به شیوه­ سنایی، مضامین وعظ و حكمت و پند و اخلاق را در شعر خویش بسیار به كار برده است. سرانجام به سال 588 هجری درگذشت.
از وی یك تركیب بند مشهور در نعت و ستایش پیامبر گرامی در دست است كه مطلع این تركیب بند را در این جا می­آوریم.
ای از بر سِدره شاهراهت
وای قُبه­ی عرش تكیه گاهت
 



  كمال الدین اصفهانی، آفرینشكر معانی تازه

كمال­الدین اصفهانی همانند پدرش، جمال­الدین محمدبن عبدالرزاق اصفهانی، توانسته است در شعر و شاعری به جایگاهی برجسته دست یابد و در نظر برخی حتی از پدر خود هم پیشی گیرد. دلیل این اهمیت آن است كه وی در خلق معانی تازه دستی توانا داشته و از این رو به «اخلاق المانی» نیز نامبردار گشته است. او قتل عام مغولان را به سال 633 در اصفهان دیده و این رباعی دردناك را بعد از واقعه­ خونین سروده است:

كس نیست كه تا بر وطن خود گرید
بـر حال تبـاه مـردم بــد گریـــد
در بر سر مرده­ای دو صد شیون بود
امروز یكی نیست كه بر صد گرید

خود او نیز دو سال بعد، یعنی در سال 635، به دست مغولان به قتل رسیده است.
 



  خودآزمایی درس دوازدهم
1) عمده شهرت جمال­الدین عبدالرزاق به سبب سرودن كدام شعر است؟ موضوع آن چیست؟

شهرت او به تركیب بند مشهوری است با مطلع: ای ار بر سدره شاهراهت/وای قبه عرش تکیه گاهت
موضوع آن در ستایش پیامبر گرامی اسلامی است.
 



  2) «خلاّق المعانی» یعنی چه؟ چه كسی و چرا بدین لقب نامیده شده است؟

خلاق المعانی یعنی كسی كه به خلق معانی تازه می­پردازد. پ قسمت دوم: كمال­الدین اصفهانی چون وی در خلق و آفرینش معانی تازه دستی توانا داشته، بدین لقب نامیده شده است.  



  3) عصر و دوره­ی كمال­الدین اسماعیل مصادف با چه واقعه­ای است؟ سرانجام وی چه بود؟

مصادف با دوره­ پرآشوب حمله­ مغول است. سرانجام وی به دست مغولان در سال 635 هجری به قتل رسید.  


بخش هشتم - عنصر ابوالمعالی
درآمدی بر عصر ابو المعالی، دوره­ كمال فنی نثر فارسی

در سده­ ششم هجری زبان فارسی دستخوش تحولی چشم­گیر شد و آثار و سبكها و شیوه­های خاص در دامان خود پدید آورد.



  زبان فارسی به دو دلیل از سادگی و سلامت نخستین خود بیرون آمد:

1.مجاورت با زبانها و فرهنگهای محلی

2.استیلای بی­چون و چرای زبان عربی طی سده­های گذشته بر نواحی عراق عجم این عصر، كه از دهه­های نخستین سده­ی ششم تا میانه­ سده­ هشتم هجری ادامه داشت. در نثر فارسی بیشتر به لفظ و صورت اثر توجه می­شد تا معنای اثر.

در این عصر علاوه بر كمال فنی نثر تنوع دامنه­ نوشته­ها و موضوعات كتب و رسایل نیز مورد توجه است. تقریباً در همه­ زمینه­های مصارف آن روزگار آثاری به زبان فارسی پدید آمد و گنجینه­ نثر فنی فارسی را انباشته­تر و پربارتر كرد. در كنار نثر فنی آثاری هم به زبان ساده و روشن تألیف شده است كه در آنها معنا بیش از لفظ مورد توجه قرار گرفته است. به ویژه در كلیله و گلستان نهایت درجه­ استادی به كار رفته و لفظ و معنا و حتی پرداختهای هنری و پیرایه بندیها در اوج است.
 



  درس سیزدهم
نثرهای عارفانه

نثر صوفیانه كه با نوشته­های كلابادی، هجویری، قشیری و خواجه عبدالله انصاری راه خود را در ادبیات فارسی پیدا كرده بود. در سده­های ششم و هفتم اهمیت و گسترش یافت و بسیاری از صوفیان بزرگ مانند: احمد غزالی، عین­القضات همدانی، بهاءالدوله، عطار و ... آثاری شیرین و شورانگیز نوشتند. اینك برای نمونه به معرفی برخی از این آثار می­پردازیم:

الف) نامه­های عین القضات: از عین القضات آثار و نوشته­هایی زیادی به پارسی باقی مانده كه از آن میان رساله­های یزدان شناخت و تمهیدات حاوی اساسی­ترین اندیشه­ها و آرای صوفیانه­ اوست. مهمترین و شیرینترین نوشته­های عین­القضات مجموعه­ نامه­های اوست كه سبك نگارش همه­ نامه­ها ساده و بی تكلف روان است و در عین حال، به آیات قرآن و اشعار پارسی و تازی، بسیار استشهاد شده ­است كه در زمره­ شیواترین آثار صوفیانه­ قرن ششم محسوب می­شوند.

ب) آثار فارسی سُهروَردی: آرای شیخ اشراق در آثار متعددی كه به زبان فارسی از او برجای مانده – به ویژه در كتاب حكمة الاشراق كه اخیراً به فارسی هم ترجمه شده- به تفصیل بیان شده است. كتابها و رساله­های فارسی او بیشتر تمثیلی و ادبی است؛ از قبیل: آواز پر جبرئیل، رسالة العشق، لغت موران، صفیر سیمرغ، رسالة الطیر، روزی با جماعت صوفیان و فی­ حالة الطفولیة كه بیشتر ذوق عرفانی و تمثیل گرایی و زبان رمزی او را نشان می­دهد.

پ) اسرار التوحید: چیزی كم از یك صد و سی سال از مرگ ابوسعید ابو­الخیر عارف روشن ضمیر خراسان، گذشته بود كه یكی از نوادگان او به نام محمدبن منور، كتابی درباره وی به نام اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابو­سعیدابو­الخیر تألیف كرد كه احتمالاً در حدود سال 570 هجری پایان یافته است. محمدبن منور كتاب خود را به سه باب تقسیم كرده و به ویژه در باب دوم كه به بیان حالات شیخ در سالهای میانی حیات او اختصاص دارد، بسیاری از اقوال و اشعاری را كه بر زبان وی رفته گرد آوری و نقل كرده است.
 



  نثرهای داستانی

هر چند این كار از سده­های پیش آغاز شده بود مانند اسكندر نامه­ منثور كه از آثار منثور بازمانده از اواخر قرن پنجم است ولی اوج و شكوفایی آن در سده­های ششم و هفتم هجری بوده است. از میان آثار داستانی این دوره به معرفی چند اثر زیر می­پردازیم.
الف) سَمَكِ عیّار: عیاران در خراسان و سیستان بسیار بوده­اند و صفات مردانگی و مردم نوازی و راست­گویی را در فرهنگ ناحیه­ خود ترویج می­كرده­اند بنابراین، داستانهای بسیاری از پهلوانان و عیاران همیشه بر سر زبانها بوده و سینه به سینه به میراث می­رسیده است. در قرن ششم هجری، نویسنده­ای پارسی به نام فرامرز­ بن خداداد كه از ناحیه­ ارجان فارسی برخاسته بود قصه­های مربوط به یكی از جوان مردان معروف را كه بر سر زبانها بود، با نثری شیوا و دلكش كه از زبان محاوره­ عامه چندان به دور نبود در كتاب مفصلی به نام سمك عیار گردآورد. تحریر این كتاب در سال 585 هجری آغار گردید. صحنه­های داستان كه سرگذشت پهلوانانیهای سمك و حوادث مربوط به «‌مرزبان شاه فرخ» ‌است و چون در این كتاب نامهای زیبای ایرانی و رسمها و آداب و رسوم اجتماعی بسیاری آمده كتاب را از جهت مطالعات تاریخی و جامعه شناسی، در خور توجه كرده است.

ب) سندبادنامه: سندبادنامه از تألیفات سندباد، حكیم هندی است كه ترجمه­ آن به زبان پهلوی در ادبیات ایران پیش از اسلام بسیار مشهور بوده است. در دوره­ی اسلامی، این كتاب به عربی درآمد و در نیمه­ اول قرن چهارم هجری – زمان سامانیان – به فارسی دری ترجمه شد كه متأسفانه آن ترجمه هم اكنون در دست نیست. ازرقی هروی، شاعر قرن پنجم، این ترجمه را به نظم درآورد.
ترجمه منثور سندباد نامه گویا تا قرن ششم هجری در دست بوده و در این زمان ظهیری سمرقندی، چون انشای آن را ساده یافت بران شده كه آن را به نثری فنی و آراسته به امثال و اشعار پارسی و تازی درآورد.
 



  نثرهای دینی

از خصایص نثر دینی، سادگی و نزدیكی آن با زبان عامه است. عمده­ترین متون دینی در این دوره هم متنهای تفسیری بود كه برای نمونه از دو كتاب زیر یاد می­كنیم:

الف) كشف­الاسرار: خواجه عبدالله انصاری كتابی در تفسیر قرآن به نثر صوفیانه و به زبانی شیرین نوشته است. در سال 520 هجری نویسنده­ای به نام ابوالفضل رشیدالدین میبدی به شرح و بسط این كتاب پرداخته و آن را كشف الاسرار و عدة­ الابرار نام نهاده است.
نثر كتاب: هموار و شیرین و دل چسب است و بیشتر خصوصیات نثرهای عرفانی را دارد.

ب) روض ­الجنان: نیمه­ اول سده­ ششم هجری را در فرهنگ اسلامی باید «عصر تفسیر نویسی» نام گذاری كرد: زیرا علاوه بر روض­الجنان، یكی از مشهورترین تفسیرهای شیعه – مجمع­البیان طبرسی – در همین سالها به زبان عربی تألیف گردید. در ری دانشمندی شیعی و پارسی دان به نام حسین خُزاعی نیشابوری، معروف به شیخ ابوالفتوح رازی، دست به ترجمه یكی از قدیم­ترین و مهم­ترین تفسیرهای شیعه به زبان فارسی با نام روض الجنان و روح­ الجنان زد.
 



  خودآزمایی درس سیزدهم
1) اساسی­ترین اندیشه­های صوفیانه عین القضات را در چه آثاری می­توان جست و جو كرد؟

در رساله­های یزدان شناخت و تمهیدات.  



  2) اندیشه­های شیخ اشراق بیشتر از چه مایه می­گرفت؟

از تفكر ایرانی و حكمت خسروانی1 مایه می­گرفت.  



  3) اسرارالتوحید اثر كیست؟ چند باب دارد و موضوع آن چیست؟

اثر محمدبن منور ـ سه باب دارد ـ موضوع آن درباره­ گفتار و رفتار و حالات شیخ ابو سعید ابو­الخیر عارف برجسته­ قرن پنجم است.  



  درس چهاردهم
كتابهای فنی در زمینه­ علوم ادبی

از مهمترین كتابهایی كه در این زمینه تألیف گردیده، به چند نمونه اشاره می­كنیم:
الف) ترجمان البلاغه: اثر محمدبن عمر رادویانی كه احتمالاً ‌در نیمه­ دوم قرن پنجم هجری می زیسته است و كتاب او هم در همین دوره نوشته شده است.

ب) حدائق السّحر: حدائق السحر فی دقایق ­الشعر، اثر رشید وطواط شاعر قرن ششم و موضوع آن مباحثی از علم معانی و بیان و صنایع لفظی و معنوی كلام است.

پ) المُعجم: المُعجم فی معاییر اشعار العجم، تألیف شمس قیس رازی است وی در دهه­ نخستین سده­ هفتم می­زیسته است. این كتاب اصلاً مشتمل بر دو بخش است: بخش اول در فن عروض و بخش دوم در علم قافیه و نقد شعر.
نثر كتاب: به ویژه در مقدمه، مصنوع متكلف و پر از امثال و اصطلاحات و واژه­های تازی است.
 



  نثرهای تاریخی

نثر تاریخی كه با شاهنامه­ ابومنصوری آغاز شده و در قرن پنجم در كتاب تاریخ بیهقی اوج و اعتبار خاصی یافته بود. در سده­ ششم گسترش پیدا كرد و كتاب­های بیشتری در تاریخ جهان یا تاریخ شهرها و سلسله­ها پدید آمدند. مهمترین این آثار را در اینجا معرفی می­كنیم:

الف) مجمع التواریخ: نام مؤلف این كتاب معلوم نیست ولی از اطلاعات خود كتاب چنین بر می­آید كه وی از مردم همدان یا اسد آباد بوده و كتاب را در سال 520 در عهد ساطان سلجوقی نوشته است.
اهمیت ادبی كتاب: اهمیت ادبی آن از امتیازات تاریخی آن كمتر نیست. با وجود آن كه در سده­ ششم نوشته شده است، شیوه انشای آن از نظر سادگی و داشتن واژه­ها و اصطلاحات كهن فارسی، دست كمی از نوشته­های قرن چهارم ندارد و نظر سبك نویسندگی هم تحت تأثیر آثار این قرن بوده است. در این كتاب شمار لغات تازی ـ جز در مقدمه ـ بسیار اندك است.

ب) تاریخ بیهق: كتاب تاریخ بیهق، نوشته­ ابوالحسن علی­بن­زید بیهقی معروف به «ابن فندق» است كه حاوی مطالب تاریخی – جغرافیایی است كه در اصطلاح به آن «جغرافیای تاریخی» می­گویند.
از بیهقی آثار زیادی باقی مانده است كه بیشتر آنها عربی است. مهمترین كتاب پارسی او تاریخ بیهق نام دارد كه در تاریخ و جغرافیای ناحیه­ بیهق (منطقه­ سبزوار كنونی) و سرگذشت دانشمندان و رجال علم و ادب آن جاست و در آن اطلاعات تاریخی و جغرافیایی بسیاری می توان یافت.

پ) راحة الصدور: اثر نجم­الدین راوندی و متعلق به اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری است.
موضوع كتاب: این كتاب تاریخ خاندان سلجوقی از ابتدا كار تا روزگار مؤلف است و در پایان هم فصولی در ادب شطرنج و مسابقات تیراندازی و شكار و هنر خطاطی آمده كه بسیار ارزشمند و كم نظیر است. از نظر ادبی راحةالصدور از بهترین كتابهای منثور فارسی است كه بخشهایی از آن به نثر ساده و بخشهایی به نثر فنی و مزین نوشته شده است. در قسمت فنی كتاب، استشهاد به امثال و اشعار پارسی به ویژه اشعار شاهنامه فراوان دیده می­شود. گاهی هم قصاید كامل از شاعران عصر خود را در كتاب آورده است.
 



  نثرهای ادبی

در دوره­ی مورد بحث، بیش از آن كه معنا و مضمون كتابها مورد توجه مؤلف و ادبای پس از او قرار گرفته باشد به نثر آنها به عنوان یك نوشته­ ادبی و زیبا توجه شده است. در این جا به اختصار به چند كتاب اشاره می كنیم.

الف) كلیله و دمنه: این كتاب را به دستور انوشیروان از هند به ایران آوردند و با افزوده­های به پهلوی ترجمه كردند. در قرن دوم هجری، ابن مقفع آن را به عربی ترجمه كرد و در زمان سامانیان رودكی آن را به نظم فارسی درآورد. در سال 536 هجری، ابوالمعالی نصرالله منشی، كلیله­ ابن مقفع را با نثری بسیار فصیح و زیبا و استوار آرسته، به صورت آزاد به فارسی برگرداند و از خود هم چیزهایی بر آن افزود و آن را كلیله و دمنه بهرام شاهی نام گذاشت.
موضوع كتاب: موضوع این كتاب تمثیلها و داستانهایی است كه از زبان حیوانات به ویژه دو شغال به نامهای «كلیله» و « دمنه» نقل می­شود.
نثر كتاب: نثر كتاب از لحاظ استواری انشا و تركیب عبارات و داشتن اسلوب عالی و آراستگی و پیراستگی زبان و مفرد است كم نظیر است. از آن جا كه نویسنده در این كتاب به سجع و موازنه و آوردن شار و امثال فارسی و عربی و آیات و احادیث پرداخته است. بسیاری از منتقدان كار او را سرآغاز نثر فنّی فارسی و كتاب وی را نمونه عالی این سبك به شمار آورده اند. بسیاری از نویسندگان از شیوه نثر ابولعالی تقلید كردند امّا جز سعدی شیرازی هیچ كس نتوانست در این راه، توفیق چشمگیری به دست بیاورد.

ب) چهار مقاله: در میانه سده ششم هجری، نظامی عروضی سمرقندی، كتابی به نام مجمع النّوادر پدید آورد كه چون متقل بر چهار گفتار درباره­ دبیران، شاعران، منجمان و طبیبان بود. از قدیم به چهارمقاله معروف شده است. وی در ابتدای هر یك از مقالات كتاب خویش، فصلی در اهمیت آن دانش آورده و آن گاه به ذكر حكایاتی از پیشینیان پرداخته است. این كتاب از نظر ادبی، اهمیت فراوان دارد.

پ) مرزبان نامه: در واپسین سالـهای سده­ چهارم یكی از اسپهبدان مازندران به نام مرزبان­ بن رستم كتابی به شیوه­ كلیه و دمنه فرآهم آورد و آن را مرزبان نامه نام نهاد. اصل كتاب به زبان طبری است كه بعدها سعدالدین وراوینی آن را به فارسی تحریر و ترجمه كرد.
مرزبان نامه وراوینی مشتمل بر نه باب است با یك مقدمه و یك ذیل، وی برخی از حكایتها را در تحریر خود نیاورده و در واقع، خلاصه­ای از كتاب را به پارسی نقل كرده ­است.

ت) گلستان: گلستان در سال 656 هجری، توسط مصلح­الدین سعدی، شیخ فرزانه­ شیراز، تألیف شده است. او توانسته است با استفاده از تمام شیوه­ها و شگردهای نویسندگی فارسی، یعنی پرداخت زیبا، فشرده نویسی، بهره وری از شعر، تمثیل و حكایت، تنوع معانی، رنگارنگی الفاظ، دریافتهای تیزبینانه از مسائل مهم اجتماعی و اخلاقی و سرانجام، ریختن همه­ اینها در ظرفی آراسته و پرداخته، تركیب تازه­ای در نویسندگی فارسی پدید آورد كه اولاً: طبایع همه نفوس را در همه­ دوره­ها سیراب و سرشار می­كند و در ثانی: آهنگ و سازوارگی خاصی در قلمرو زبان در ذهن و ذوق خواننده می­نشاند و او را در برابر قدرت شگرف خود به تسلیم و تواضع وا می­دارد.
 



  گلستان شامل یك مقدمه و هشت باب است به این ترتیب:

1- در سیرت پادشاهان
2- در اخلاق درویشان
3- در فضیلت قناعت
4- در فواید خاموشی
5- در عشق و جوانی
6- در ضعف و پیری
7- در تأثیر تربیت
8- در آداب صحبت
انشای مقدمه، اندكی فنی و آراسته و استوار و دلپذیر و انشای بابها ساد­تر و طبیعی­تر است. هفت باب نخستین كتاب در برگیرنده­ حكایتهای عبرت­انگیز و اغلب كوتاهی است كه عموماً از فرآورده­های تجربی او طی سفر سی و پنج ساله­اش مایه می­گیرد. باب هشتم گلستان، بیشتر كلمات و جملات كوتاه و در هم فشرده­ای است كه اغلب آنها، امروز یا به صورت ضرب­المثل در میان عموم رایج است یا خود به خود بر زبان و خامه­ نویسندگان و ادب دوستان گذشته و حال جریان داشته است. از نظر كیفی گلستان فشرده و حاصل تجربیات دلپذیر و رنگارنگ سعدی است كه در آنها هیچ گونه گزینش و جهت یابی خاصی صورت نگرفته است.
 



  خودآزمایی درس چهاردهم:
1) ترجمان البلاغه از كیست و در چه زمینه­ای نوشته شده است؟

از دانشمندی ادب شناس به نام محمدبن عمر رادویانی و در زمینه­ علم بلاغت نوشته شده ­است.

2) اصل كتاب مرزبان نامه به چه زبانی است و تألیف كیست؟
به زبان طبری و تألیف مرزبان بن رستم.
 



  3) نام دیگر چهار مقاله و موضوع آن چیست؟

نام دیگر آن مجمع­النوادر است و موضوع آن چهار گفتار یا مقاله درباره­ دبیران و شاعران و منجمان و طبیبان است.  



  4) گلستان شامل چه قسمتهایی است؟

گلستان شامل یك مقدمه و هشت باب است. به این ترتیب: در سیرت پادشاهان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق و جوانی، در ضعف و پیری، در تأثیر تربیت و در آداب صحبت.  

  بخش نهم - عصر مولوی
در آمدی بر عصر مولوی، دروه­ حماسه­های عرفانی

در این دوره كشمكشهای بی­مورد و مكرر حكومتها و تاخت و تاز اقوام بی­فرهنگی چون غزان و مغولان، باعث دل مردگی در میان مردم شده بود. در این زمان، تنها «عرفان» می­توانست فرهنگ و منزلت ایرانی را ضمانت كند.
شعر عرفانی با تكیه بر عواطف انسانی و پیش كشیدن اصولی مثل تسامح و مدارا، محبت، خدمت بلا شرط و ... انسان را به سوی كمال و سر نهادن برآستان حق دعوت می­كند.
شعر عصر مولوی: كه در اندیشه­ عرفانی جریان می­یابد، انسان نومید و مصیبت زده را به این دنیای برتر قرا می­خواند و در برابر حوادث به او دل گرمی می­دهد. در شعر عصر مولوی، سنایی پیشگام است و به قول مولانا، چشم و چراغ 1و عطار قافله سالار و خود مولانا، خداوندگار قلمرو شعر و عرفان. شعر عصر مولوی را با شاهان و فرمانروایان ، كاری نیست . پس بیش­تر بجای قصیده ، قالب غزل را كه زبان دل و افزار دست عشق است، برمی­گزیند. در كنار آن، قالب مثنوی هم به خدمت می­گیرد، بلندترین و سرشارترین مثنویهای عرفانی در این دوره سروده شده­اند. برخی از منظومه­های بزرگ این دوره عبارتنداز: حدیقه، مخزن­الاسرار، منطق­الطیر و مثنوی معنوی.



  درس پانزدهم
خیام و ترانه­های فلسفی

حكیم عمر خیام، اهل نیشابور و در قرن پنجم و دهه­های نخستین قرن ششم می­زیسته است. آرامگاه او در شهر نیشابور است. روزگار خیام روزگار عجیبی بود. در نیشابور و شهرهای دیگر میان فرقه­های مذهبی اختلافهای بسیاری بود. دنیای سیاسی آن روزگار آلوده به تعصب و قشری­گری بود. متعصبان، فلاسفه و حكما و حتی دانشمندانی همچون خیام را دهری و كافر قلمداد می­كردند. در چنین زمانه­ای است كه خیام اندیشه­ها و تأملات فلسفی خود را در قالب اشعاری كوتاه به نام رباعی می­ریزد.
رباعی، مخصوص اندیشه­های كوتاه و عمیق و تأملات فلسفی است كه معمولاً در آن تكیه­ اصلی معنا در مصراع چهارم است.
تعداد ترانه­هایی كه از او باقی مانده زیاد نیست. اما بعد از خیام، در مجموعه­ها و كتابها، مقدار زیادی رباعی به او نسبت داده شده كه بسیاری از آنها قطعاً از شاعر نیشابور نیست. رباعیات خیام به زبانهای خارجی ترجمه شده و او را در ادبیات مغرب زمین به ویژه در حوزه­ نفوذ زبان انگلیسی، چهره­ای جهانی و مشهور كرده است.
 



  « نمونه­ای از ترانه­های خیام »

از آمـدنــم نبـــود گـردون را ســود / وز رفتن من جاه و جـلالش نفـزود وز هیـچ كس نیـز دو گوشم نشنود / كایـن آمدن و رفتنـم از بهـر چه بود!

شادی ­و غمی كه­ درقضا و قدراست / نیكی و بدی كه در نهاد بشر است با چـرخ مكن حواله، كانـدر ره عقـل / چـرخ از تـو هـزار بـار بیچـاره­تر است
 



  سنایی، شوریده­ای در غزنه

شهر غزنین در آن سالها كه ابوالمجد مجدودبن آدم سنایی در آن پا به عرصه هستی نهاد – یعنی در حوالی سال 473 – آوازه و شكوهی را كه در دوره­ اول حكومت غزنویان داشت،‌ به كلی از دست داده بود. تنها ستنایی بود كه از همان خردسالی، دغدغه­های سوزناك خاطرش را می­آشفت و ذهن و اندیشه­اش را برای تحولی آماده نگه می­داشت ـ البته او هم یك چند به شیوه­ زمانه روی به دربارها نهاد اما این مرحله، چندان نپایید و وی در اثر آمادگی روحی و عاطفی خاصی كه پیدا كرده بود یك بار چنان از خواب غفلت بیدار شد كه دیگر هیچ قرار و آرام نیافت. سنایی در سال 523 هجری درگذشت و در زادگاه خود غزنین به خاك سپرده شد. آرمگاه او اینك در آن شهر ـ واقع در كشور افغانستان ـ زیارتگاه ادب دوستان و صاحبدلان است.  



  آثار سنایی

1. دیوان اشعار: كه حاوی قصاید، غزلیات، قطعات و اشعار پراكنده­ای است كه از او بر جای مانده است .

2. حدیقة­الحقیقه: كه مهمترین مثنوی سنایی و یكی از كهنترین منظومه­های عرفانی محسوب می­شود. نام دیگر آن الهی نامه است و در سال 525 پایان یافته است.

3. سیرالعباد الی المعاد: حدود هفتصد بیت است و در آن به طریق تمثیل از خلقت انسان و نفوس و عقلها و موضوعات اخلاق دیگر سخن رفته است.

4. طریق التحقیق: این مثنوی به وزن و شیوه­ حدیقه سروده شده كه در سال 528 پایان یافته است.

5. كارنامه­ بلخ: حدود پانصد بیت است و مبنای آن بر مزاح و مطایبه است و به همین جهت آن را مطایبه نامه هم گفته­اند.

6.مثنوی عشق نامه: كه حدود هزار بیت و پر از حقایق و معارف و مواعظ و حكم است.

7.مكاتیب سنایی: كه شامل نوشته­ها و نامه­هایی به نثر می­باشد.

سنایی و دیگران: تأثیر سنایی بر شاعران پس از خود درخور یادآوری است. خاقانی در قصاید و غزلیات و نظم تحفةالعراقین به طریق سنایی رفته و به حدیقه توجه داشته، عطار غزل سرایی عرفانی را به طرز سنایی به كمال رسانیده و در منطق­الطیر به حدیقه سنایی نظر داشته و مولانا جلال الدین در پرداختن غزلیات دیوان شمس از پی سنایی و عطار رفته است و مثنوی و معنوی را به شیوه­ الهی نامه­ (حدیقه) به نظم درآورده است.
سنایی در قصاید به زهد و حكمت و مضامین اخلاقی روی آورد و در غزل به جای مضمونهای عاشقانه به معانی عرفانی پرداخت و با این كار، شعر فارسی را به تحولی بزرگ رهنمون ساخت و سرودن اشعار زهد آمیز و پند آموز در میان بسیاری از شاعران معمول گردید و قالب غزل هم گسترش پیدا كرد و بر دیگر قالبهای شعری از جمله قصیده، برتری یافت.
 



  «نمونه شعری» مناجات

ملكا ذكر تو گویم كه تو پاكی و خـدایـی
نروم جز به همان ره كه توام راه نمـایی
همه­درگاه تو جویم، همه از فضل­تو بویم
همه توحید تو گویم كه ­به توحید سزایی
بری از رنج و گدازی، بری از درد و نیازی
بری از بیم وامیدی،بری از چون و چرایی
نتوان وصف تو­ گفتن­كه ­تو در وصف­نگنجی
نتوان شبه تو گفتن­ كه تو در وهم­ نیایی
همه­غیبی­تو بدانی­همه­عیبی تو بپوش
همه­بیشی تو بكاهی ­همه كمی­تو فزایی
لب و دندان سنـایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دورخ بـودش روی رهــایـی
 



  خودآزمایی درس پانزدهم
1) سنایی در قصاید و غزلیات، بیشتر متوجه چه مضامینی است؟

در قصاید به زهد و حكمت و مضامین اخلاقی توجه دارد و در غزل به مضمونهای عرفانی و الهامات ناشی از عشق واقعی به مبدأ هستی توجه­ دارد.  



  2) چرا برخی تصور كرده­اند، سنایی گرایش شیعی دارد؟

زیرا در پاره­ای از قطعات او، چنان شیفته و دل­باخته­ اهل بیت و فضایل ائمه دین است. كه همین امر سبب شده است كه برخی وی را در زمره­ شاعران و مؤلفان شیعه قلمداد كنند.  



  3) در شعر عصر مولوی، پیشگامی از آن كیست؟

سنایی  



  4) رباعی یا ترانه بیشتر چه كاربردی دارد؟

مخصوص اندیشه­های كوتاه و عمیق و تأملات فلسفی است و معمولاً‌ در آن تكیه­ یا اصل معنا در مصراع چهام است.  



  5) پایه­ اصلی اندیشه­های خیامی، تأمل در چیست؟

تأمل در فلسفه است كه پایه­ اصلی آن بر شك و حیرت است.  




نوشته شده توسط:asal roohi

ویرایش:--

abrasivebandann84.jimdo.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:22 ق.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your article. I
like to write a little comment to support you.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:14 ق.ظ
It's awesome for me to have a site, which is helpful designed for my know-how.

thanks admin
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو