تبلیغات
red love - ادامه
red love

مدیر وبلاگ : asal roohi

ادامه

دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت: 11:59 ب.ظ

نظرات() 


  درس 3 مطابقت نهاد و فعل
دانستنی های درس « 3 »

از میان همه ی اجزای جمله، فقط نهاد جدا و نهاد پیوسته ( شناسه ) در شخص و شمار با هم مطابقت دارند؛ یعنی، اگر نهاد مفرد باشد، فعل هم مفرد است و اگر نهاد، جمع باشد، فعل هم به صورت جمع می آید. ( = تنها با جمع بستن نهاد، فعل نیز جمع بسته می شود. )

در زمانهای قدیم

مرد تنگدستی

در سرزمین های دور دست

با اوضاع پریشانی

زندگی می کرد

متمم قیدی جمع

نهاد مفرد

متمم قیدی جمع

متمم قیدی جمع

فعل جمع


در زمان قدیم

مردان تنگدستی

در سرزمین ی دور دست

با وضع پریشانی

زندگی می کردند

متمم قیدی مفرد

نهاد جمع

متمم قیدی مفرد

متمم قیدی مفرد

فعل جمع



  « مطابقت نهاد و فعل از نظر شمار و موارد استثنا »

اگر نهاد، جاندار و مفرد باشد، فعل هم مفرد است و اگر جمع باشد، فعل هم جمع می آید.
مثال: دانش آموز وارد کلاس شد. / دانش آموزان وارد کلاس شدند.
پرنده به آشیانه بازگشت. / پرنده ها به آشیانه بازگشتند.

اگر نهاد، انسان و مفرد باشد، برای احترام، فعل به صورت جمع می آید.
مثال: پیامبر ( صل الله علیه و آله ) از جا برخاستند. / جناب استاد فرمودند.

اگر نهاد، مفرد و بی جان باشد، فعل حتما مفرد می آید.
مثال: کتاب، از دستم افتاد. / ساختمان، قدیمی است.

اگر نهاد، جمع و بی جان باشد، فعل می تواند به صورت مفرد یا جمع بیاید.
مثال: کتاب ها از دستم افتاد. / افتادند.

در فارسی امروز، به ویژه در گفتار، برای نهاد جمع و بی جان، فعل بیش تر به صورت جمع می آید.

نکته ی بسیار مهم: اگر نهاد جمله، جمع و بی جان باشد و با استفاده از آرایه های تشخیص، ویژگی انسان به آن نسبت داده شود، فعل فقط به صورت جمع می آید.
مثال: ستاره ها چشمک می زنند. ( درست ) / ستاره ها چشمک می زند. ( نادرست )

اگر نهاد، یکی از اسم های جمع جاندار « قافله، کاروان، لشکر، سپاه، دسته، مجلس، شورا، هیئت، گروه، مجمع، گله و رمه » باشد، فعل فقط به صورت مفرد می آید.
مثال: قافله از راه رسید. / کاروان به چاه نزدیک تر می شد. / مجلس فردا جلسه ی علنی خواهد داشت و ...

اگر نهاد، اسم جمع مردم باشد، فعل فقط به صورت جمع می آید.
مثال: مردم برای اهدای خون، آمده بودند.

اگر نهاد، اسم جمع ملّت باشد، فعل هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع می آید.
مثال: ملّت علیه ستم و استبداد به پا خاست. / به پا خاستند.

اگر نهاد، اسم جمع دسته برای بی جان باشد، فعل فقط به صورت مفرد می آید.
مثال: چند دسته اسکناس، پیدا شده است.

اگر نهاد، یکی از اسم های مبهم « یکی، کسی و هرکسی » و برای جاندار باشد، فعل به صورت مفرد می آید.
مثال: یکی وارد شد. / کسی این جا نیست؟ / هرکسی مایل است، بیاید.

اگر نهاد، یکی از اسم های مبهم جاندار« هریک، هرکدام، هیچ یک و هیچ کدام » باشد، فعل هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع می آید.
مثال: هریک به راهی رفت / رفتند.

اگر نهاد، اسم مبهم بعضی و برای بی جان باشد، فعل هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع می آید.
مثال: بعضی، بادوام تر است / اند.
 



  « گونه ی مؤدّبانه ی ضمایر و شناسه ها »

نکته: اگر بخواهیم به مخاطب احترام بگذاریم، به جای ضمیر « تو »، شما و به جای شناسه ی « ی » ، ید را به کار می بریم.
مثال: تو هم رفته بودی؟ --> شما هم رفته بودید؟

اگر بخواهیم به سوم شخص مفرد احترام بگذاریم، به جای ضمیر « او » ، ایشان و به جای شناسه ی تهی یا « ـَ د » ، ند را به کار می بریم.
مثال: او هم رفته بود؟ --> ایشان هم رفته بودند؟ / او هم می رود؟ --> ایشان هم می روند؟

اگر بخواهیم درباره ی خود، مؤدبانه سخن بگوییم، به جای ضمیر « من » ما و به جای شناسه ی « َم » ، یم به کار می بریم.
مثال: من کتابم را به شما می دهم--> ما کتابمان را به شما می دهیم.
به جای ضمیر پیوسته ی « َــ م » ـِ مان را به کار می بریم. مثال: کتابم--> کتابمان

به جای ضمیر پیوسته ی « َت » ، ـِ تان را به کار می بریم. مثال: کتابت--> کتابتان

به جای ضمیر پیوسته ی « َش » ، ـِ شان را به کار می بریم. مثال: کتابش--> کتابشان

اغلب نویسندگان و سخن رانان، به جای « من » از « ما » و به جای شناسه ی « َم » ، از « یم » استفاده می کنند؛ مثلا، به جای این که بنویسند یا بگویند: « من معتقدم که ... » جمله ی « ما معتقدیم که ... » را به کار می برند. غرض این است که می خواهند خواننده و شنونده را با خود شریک کنند و نوشته و سخن را حاصل فکر جمع نشان دهند.

گونه ی مؤدّبانه ی ضمیر « من » ، علاوه بر « ما » ، کلمه ی « بنده » و « این جانب » است.
مثال : من هم می آیم --> بنده هم می آیم.
گونه ی مؤدّبانه ی ضمیر « تو » ، علاوه بر « شما » ، کلمه های « جناب عالی » ، « حضرت عالی » و « سرکار » است. مثال: نظر تو چیست؟ --> نظر جناب عالی ( حضرت عالی- سرکار ) چیست؟


« گونه ی مؤدّبانه ی برخی مصدرها »
گونه ی مؤدّبانه ی « آمدن » برای گوینده، « خدمت رسیدن » و « مشرّف شدن » است.
مثال: من فردا پیش تو می آیم --> بنده فردا خدمت شما ( یا سرکار ) می رسم.

گونه ی مؤدّبانه ی « آمدن » برای مخاطب، « تشریف آوردن » و « تشریف فرما شدن » است.
مثال: تو هم بیا --> جناب عالی هم تشریف بیاورید.

گونه ی مؤدّبانه ی « رفتن » برای گوینده، « مرخص شدن » و « رفع زحمت کردن » است.
مثال: اجازه بده من بروم--> اجازه بفرمایید بنده مرخص شوم / رفع زحمت کنم.

گونه ی مؤدّبانه ی « رفتن » برای مخاطب، « تشریف بردن » است.
مثال: تو می توانی بروی --> شما می توانید تشریف ببرید.

گونه ی مؤدّبانه ی « گفتن » برای گوینده، « عرض کردن » و « به عرض رساندن » است.
مثال: من که گفتم --> بنده که عرض کردم.

گونه ی مؤدبانه ی « گفتن » برای مخاطب، « فرمودن » است.
مثال: مگر تو نگفتی که ... --> مگر شما نفرمودید که ...

گونه ی مؤدّبانه ی « خوردن » برای گوینده، « صرف کردن » و « صرف شدن » است.
مثال: ببخشید من غذا را زودتر خوردم --> ببخشید بنده غذا را زودتر صرف کردم.

گونه ی مؤدّبانه ی « خوردن » برای مخاطب، « میل کردن » و « نوش جان کردن » است.
مثال: غذا را خوردی؟ --> غذا را میل کردید؟ / غذا را نوش جان کردید؟

گونه ی مؤدّبانه ی « دادن » برای گوینده، « تقدیم کردن » است.
مثال: این هدیه ی ناقابل را به تو می دهم --> این هدیه ی ناقابل را تقدیم شما می کنم.

گونه ی مؤدّبانه ی « دادن » برای مخاطب، « مرحمت کردن » است.
مثال: آن نامه را بده --> لطفا آن نامه را مرحمت کنید.

گونه ی مؤدّبانه ی « بودن » برای گوینده، « در خدمت بودن » است.
مثال: من هم آن روز پیش تو بودم --> بنده هم آن روز در خدمت جناب عالی بودم.
گونه ی مؤدّبانه ی « بودن » برای مخاطب، « تشریف داشتن » است.

مثال: تو هم در جلسه بودی؟ --> جناب عالی هم در آن جلسه تشریف داشتید؟

گونه ی مؤدّبانه ی « خواستن » برای گوینده، « استدعا کردن » ، « تمنّا کردن » و « خواهش کردن » است.
مثال: من از تو می خواهم که ... --> بنده از جناب عالی استدعا می کنم/ تمنّا می کنم/ خواهش می کنم که ...

گونه ی مؤدّبانه ی « خواستن » برای مخاطب، « امر کردن » و « اراده کردن » است.
مثال: اگر تو بخواهی، ... --> اگر جناب عالی امر کنید / اراده کنید ...

به منظور احترام در فعل امر، به جای هر فعلی، از « بفرمایید » استفاده می شود؛ برای مثال، به جای همه ی فعل های « بخورید، بنویسید، بگویید، بنشینید، بروید، بیایید و ... » ، می توان گفت « بفرمایید » ؛ در چنین صورتی، فعل اصلی جمله، بعد از « بفرمایید » است که حذف می شود؛
مثال: بفرمایید میل کنید --> بفرمایید / بفرمایید بروید --> بفرمایید.
 


  « گروه فعلی »

یادآوری: مهم ترین عضو گزاره، « گروه فعلی » است که دست کم از یک بن و شناسه، درست شده است.
یادآوری:
هر فعل دارای پنج ویژگی است، یعنی از پنج نظر به ما اطّلاعات می دهد:
1) شخص
2) زمان
3) گذر
4) وجه
5) معلوم و مجهول

یادآوری:
هر فعل سه زمان اصلی دارد:
1) ماضی
2) مضارع
3) آینده

زمان های ماضی، عبارت اند از:
1) ماضی ساده
2) ماضی استمراری
3) ماضی بعید
4) ماضی التزامی
5) ماضی نقلی
6) ماضی مستمر

زمان های مضارع، عبارت اند از:
1) مضارع اخباری
2) مضارع التزامی
3) مضارع مستمر



  « روش گذرا کردن برخی از افعال ناگذر »
با افزودن تکواژ گذرا ساز « انـ » ، به بن مضارع برخی از فعل های ناگذر، می توان آن ها را گذرا به مفعول کرد؛ مثال:

گنجشک می پرد--> گنجشک، جوجه اش را می پراند.
گنجشک پرید --> گنجشک، جوجه اش را پراند ( پرانید )
 



  « گذرای سببی »

به برخی از فعل ها با آن که گذرا به مفعول هستند می توان تکواژ « انـ » را اضافه کرد، در این صورت، علاوه بر مفعول، به « متمّم » هم احتیاج پیدا می کنند ( گذرا به مفعول و متمّم می شوند )
؛ مثال:
او دارو را خورد-->او دارو را به کودکش خوراند. ( فعلی که گذرا باشد و تکواژ « انـ » را هم بپذیرد، اصطلاحا گذرای سببی نامیده می شود. )
به برخی از فعل ها که گذرا به متمّم اند نیز می توان تکواژ « انـ » را اضافه کرد، در این صورت، علاوه بر متمّم، به « مفعول » هم نیاز خواهند داشت. ( گذرا به مفعول و متمّم می شوند ) ؛
مثال: او از تاریکی می ترسد --> او را از تاریکی می ترساند.
این کاغذ به دست می چسبد --> این کاغذ را به دست می چسباند.
از گرداب گناه رهید -->او را از گرداب گناه رهاند.
از اسارت رست --> او را از اسارت رهاند.
گاهی هنگام اضافه شدن تکواژ « انـ » ، تغییر مختصری در بن فعل ایجاد می شود؛ مثال: می نشیند -->می نشاند. ( بن مضارع « نشین » به « نش » خلاصه شده است. )
نکته ی بسیار مهم: برخی فعل ها با « انـ » گذرا نمی شوند و از مصدر دیگری به عنوان گذرای آن ها استفاده می شود؛ مثال:
افتادن --> انداختن
صندلی افتاد --> او صندلی را انداخت
رفتن --> بردن
علی رفت --> او علی را برد آمدن --> آوردن مهدی آمد --> او مهدی را آورد
ماندن --> گذاشتن
کیف، آن جا ماند --> او کیف را آن جا گذاشت
 



  « ساختمان فعل »

یادآوری: فعل از نظر اجزای تشکیل دهنده ی آن، سه نوع است:
1) فعل ساده
2) فعل پیشوندی
3) فعل مرکّب

فعل ساده، آن است که بن مضارع آن، تنها یک تکواژ است.
چند نمونه فعل ساده: شنیده ام ( بن مضارع --> شنو ) / رفته بودند ( بن مضارع--> رو ) / می خواندیم ( بن مضارع --> خوان )

فعل پیشوندی، آن است که پیش از فعل ساده، یکی از تکواژهای« بر، در، باز، فرا، فرو، وا، ... » آمده باشد.
چند نمونه فعل پیشوندی: برآمد، درآمد، بازگرداند، فروگرفت، فراگرفت، وارفت.

گاهی پیشوند، معنای تازه ای به فعل ساده نمی افزاید؛ مثال: شمرد، برشمرد / افراشت، برافراشت.

گاهی پیشوند، معنای فعل ساده را عوض می کند؛ مثال: افتاد، برافتاد / انداخت، برانداخت / رفت، دررفت / ، / گشت، بازگشت / گذشت، درگذشت .

فعل مرکّب، از افزودن یک یا چند تکواژ آزاد، به فعل ساده یا پیشوندی ساخته می شود، به بیان دیگر، در ساختمان آن، دست کم دو تکواژ آزاد وجود دارد. چند نمونه فعل مرکّب: روی داد، دراز کشید، لمس کرد.
 



  « تشخیص فعل ساده و مرکّب »

برای تشخیص فعل ساده و مرکّب از یک دیگر، باید به دو ویژگی « گسترش پذیری » و « نقش پذیری » توجه داشت.
توضیح ویژگی « گسترش پذیری » : اگر جزء همراه فعل، جزء دیگری بپذیرد، فعل جمله، ساده است.

مثال: در جمله « او هم حرف زد » ، می توان به کلمه ی « حرف » ، جزء دیگری افزود و مثلا گفت: « او هم حرف خوبی زد » پس فعل جمله « حرف زد » نیست؛ فعل ساده ی « زد » است.

توضیح ویژگی « نقش پذیری »: اگر جزء همراه فعل، نقش دستوری مستقل داشته باشد، فعل جمله، ساده است. برای مثال، در همان جمله ی « او هم حرف زد » ، کلمه ی « حرف » نقش مفعول را در جمله دارد.

اگر جزء همراه فعل، این ویژگی ها را نداشته باشد، فعل جمله، مرکّب است؛ برای مثال، نمی توان در جمله ی « حادثه ی مهمّی روی داد » ، به کلمه « روی » جزئی را اضافه کرد؛ هم چنین این کلمه نقش دستوری مستقلّی در جمله ندارد.

* تشخیص نوع فعل باید در جمله صورت بگیرد.
 



  پاسخ خودآزمایی درس ( 3 )
1- برای نهادهای زیر، فعل مناسب بیاورید . علّت مفرد و جمع بودن فعل ها را توضیح دهید.
« استادان، استاد، آجرها، گل ها، هیچ کس، هیچ یک از، گروه »

پاسخ: استادان، از دانشجویان برگزیده، تقدیر کردند. ( برای نهاد جاندار جمع، فعل فقط به صورت جمع می آید. )

استاد تشریف آوردند. ( به منظور احترام، برای نهاد جاندار مفرد، فعل به صورت جمع می آید. )

آجرها با کامیون حمل می شود / می شوند. ( برای نهاد بی جان و جمع، فعل به صورت مفرد و نیز جمع می آید. )

گل ها مصنوعی است / هستند. ( برای نهاد بی جان و جمع، فعل به صورت مفرد و نیز جمع می آید.

گل ها در مقابل نیش زنبور اخم نمی کنند. ( برای نهاد بی جان و جمع، وقتی حالات انسانی به آن نسبت داده می شود، فعل فقط به صورت جمع می آید. )

هیچ کس حرفی نزد. ( برای نهاد اسم مبهم هیچ کس، فعل به صورت مفرد می آید. )

هیچ یک از دانش آموزان برای امتحان آمادگی نداشتند. ( برای نهاد اسم مبهم هیچ یک، وقتی پس از آن، « از » و « متمّم » جاندار بیاید فعل به صورت جمع می آید. )

گروه با این پیشنهاد موافقت کرد. ( برای نهاد اسم جمع گروه، فعل به صورت مفرد می آید. )
 



  2- دو جمله مثال بیاورید که در آن ها، نهاد و متمّم حذف شده باشد.

پاسخ: من(نهاد) نامه ها را به او(متمم) دادم --> نامه ها را دادم.
اگر تو(نهاد) این موضوع را به او(متمم) بگویی، حتما ناراحت می شود --> اگر موضوع حرف را بگویی،حتما ناراحت می شود.
 



  3- فعل های مجهول زیر را به معلوم تبدیل کنید و برای هریک از آن ها نهاد مناسب بنویسید.
« گرفته شده است- گفته می شد- جوشانده شده بود- برده خواهد شد »

پاسخ: گرفته شده است --> گرفته است --> او جایزه ی خوبی گرفته است.
گفته می شد --> می گفت --> دبیر، خاطرات خود را برای ما می گفت.
جوشانده شده بود --> جوشانده بود --> او شیر را جوشانده بود.
برده خواهد شد --> خواهد برد --> شما این همه وسیله را به تنهایی خواهید برد؟
 



  4- جملات زیر را ویرایش کنید.

پاسخ: 1) او در منزل استجاره ای (--> استیجاری ) زندگی می کند و در ابتدای هر ماه با صاحب خانه اش تصفیه حساب (--> تسویه حساب ) می کند.
2) مسّ (--> مسح ) سر و پا، از اعمال وضوست.
3) همه بچّه ها به او احسن (--> احسنت ) گفتند.
 

  در س 4 نمایش نامه- فیلم نامه
دانستنی های درس ( 4 )

« نمایش نامه »
تعریف « نمایش نامه » : نوشته ای است که نمایش زنده و در صحنه از روی آن اجرا می شود. ( = سناریو )

هر نمایش نامه ای از دو بخش عمده تشکیل می شود: «محتوا و فن »

برای نوشتن نمایش نامه، اولین کار، یافتن طرح ذهنی « ایده » است. برای یافتن ایده، می توان از حوادث زندگی، اطرافیان، زندگی نامه ها، داستان های گذشته و ...، بهره برد.
برای گسترش طرح اصلی ( ایده ی اولیه ) باید در نمایش نامه، حوادث فرعی ایجاد کرد. حوادث فرعی، طرح اصلی را استحکام می بخشند.
پس از ایجاد زمینه های لازم، نمایش نامه نویس، به ترسیم صحنه ی اصلی- که نقطه ی اوج و سرنوشت ساز نمایش نامه است- می پردازد.
دادن اطلاعات به تماشاگر در خلال نمایش نامه و انتخاب زمان و مکان مناسب، از عوامل دیگر گسترش طرح نمایش نامه اند.
تدارک « صداهای مختلف » به جز صدای گفت و گوها – مثل آواز، موسیقی، صداهای طبیعی، صدای وسایل و ...- به تأثیر نمایش نامه کمک می کنند.
« شخصیت ها » از عوامل دیگر نمایش نامه اند.
در نمایش نامه، ویژگی های شخصیت ها به دو طریق معرفی می شوند: با حرکات و گفتار خود آن ها ( = مستقیم ) / با واکنش دیگر شخصیت ها ( = غیرمستقیم )
« گفت و گو » یکی دیگر از عوامل مهم نمایش نامه است زیرا نمایش نامه، هنر کلامی است. در نمایش نامه، کلمات گفت و گو ممکن است « عالی و فاخر، پست و سخیف یا ساده و معمولی » باشد و زبان گفت و گوها هم معمولا با توجه به نوع نمایش نامه، به یکی از آن شیوه ها یا به هر سه شیوه است.
نکته: بیان نمایش نامه های کمدی ( خنده دار )، به صورت طنز و شیوه ی بیان نمایش نامه های تراژدی ( مصیبت بار )، جدی است.
« حرکت بازیگران »، عامل مهم دیگری در نمایش است زیرا بازیگران با نوع حرکات، شخصیت و پیام خود را روشن تر و با بیننده، ارتباط بیش تری برقرار می کنند.



  « انواع حرکت ها در نمایش »

1) حرکت نمایشی
2) حرکت تکنیکی
حرکت نمایشی را نویسنده در متن نمایش نامه و داخل کمانک توضیح می دهد. این حرکت ها، به پیش برد بهتر ماجرا کمک می کنند.
حرکت تکنیکی در روی صحنه و برای ایجاد تنوع صورت می گیرد. دستور اجرای حرکت تکنیکی را کارگردان می دهد.
 



  « یادآوری عناصر مهم نمایش نامه »

« صحنه های فرعی، صحنه های اصلی، زمان و مکان مناسب، صداهای مختلف، شخصیت ها، گفت و گوها، زبان و بیان مناسب و حرکت ها ».  



  « مراحل نگارش یک نمایش نامه کامل »

) مقدمه چینی: آمادگی برای شروع به کمک مهارت های مختلف، معرفی قهرمانان و ترسیم فضای کلی نمایش.
2) گره افکنی: ایجاد گره و ابهام در روند نمایش نامه
3) درگیری و ستیزه: قرار گرفتن شخصیت ها و عناصر متضاد نمایش در تقابل با هم
4) دلهره: ایجاد حالت انتظار و اضطراب در تماشاگر
5) نقطه ی اوج: به اوج رسیدن هیجان و اضطراب تماشاگر
6) گره گشایی: پایان ستیزه ها و درگیری های نمایش
7) نتیجه ی نهایی: روشن شدن نتیجه ی تمام درگیری ها
 



  « پرده »

هر نمایش از چند قسمت تشکیل می شود که به هر قسمت، یک « پرده » می گویند.
هر قسمت، با کشیدن پرده تمام می شود و قسمت بعد، با کنار رفتن پرده، آغاز می گردد.
در هر پرده، آرایش صحنه عوض می شود. برای این کار، نمایش نامه نویس، محل قرار گرفتن لوازم و اشیا و حالت کلی صحنه را در متن نمایش نامه قید می کند یا کارگردان، به سلیقه و ابتکار خود، آن ها را فراهم می کند.
 



  « فیلم نامه »

تعریف « فیلم نامه » : نوشته ای است که براساس آن، فیلم ساخته می شود.  



  « شباهت ها و تفاوت فیلم نامه با نمایش نامه »

نکات مربوط به محتوا و فن نمایش نامه، در مورد فیلم نامه نویسی هم کاربرد دارد. تنها تفاوت فیلم نامه با نمایش نامه در این است که « تمام حرکات بازیگران، نحوه ی حرکت دوربین و سایر جزئیات، به طور دقیق در فیلم نامه نوشته می شود. »
نما= پلان، مدت زمانی است که دوربین حرکت می کند تا از حرکت باز ایستد.
سکانس، قسمتی از فیلم است که زمان در آن تداوم دارد؛ مثلا، وقایعی که بین ساعت 10 تا 12 اتفاق می افتد.
کات، توقف دوربین است برای رفتن از یک نما به نمای دیگر.
آنشه، تداخل تصویری است در تصویر دیگر، به گونه ای که تصویر اول به تدریج محو می گردد و تصویر دیگر، واضح و نمایان می شود.
 



  پاسخ خودآزمایی درس ( 4 )
1- داستان « خیر و شر » را به صورت نمایش نامه یا فیلم نامه درآورید.

پاسخ: [ پرده بزرگی، منظره ی بیابانی را نشان می دهد که آفتاب شدیدی بر آن تابیده است. خیر و شر، لباس های خاک آلودی بر تن دارند. چهره هایشان نیز غبارآلود و آفتاب سوخته است.
کنار آن ها چند بوته ی خار، پراکنده دیده می شود. مشکی چروکیده و خالی پیش پای خیر دیده می شود. شر ایستاده و خیر، پشت سرش روی خاک ها نشسته و به شر نگاه می کند و در حالی که دستهایش را به نشانه ی التماس به طرف شر دراز کرده، بریده بریده با لب های خشک و ترک خورده، حرف می زند. ]
- به خاطر خدا به من رحم کن! ... خداوند این لطف تو را بی پاداش نمی گذارد. [ چند لحظه در سکوت می گذرد، سپس ادامه می دهد ]
- ببین ... ببین ...
[ خیر، با عجله وسایلش را می گردد و کیسه ی کوچکی را بیرون می کشد. در آن را باز می کند و می گوید ]
- این دو گوهر قیمتی همه ی سرمایه ی من در این سفراست. این ها را برای جرعه آب، فقط برای یک جرعه، به تو می دهم.
[ خیر، چند لحظه سکوت می کند سپس ادامه می دهد ]
- وقتی هم که به شهر بازگشتیم ، هرچه بخواهی به تو می دهم.
[ شر، سرش را کمی برگردانده و به گوهرها چشم دوخته است. چند لحظه ساکت می ماند و بعد در حالی که وانمود می کند که می خواهد به راهش ادامه دهد، می گوید ]
- نه... همان که گفتم ... یک جرعه آب در برابر هر دو چشمت!...
( اگر این شروع نوشته را می پسندید، آن را ادامه دهید )
 



  2- در جمله های زیر، کدام نهاد و فعل مطابقت ندارند؟ کدام را درست تر می دانید؟ چرا؟

پاسخ: در جمله ی « صحبت های دوستان به دراز کشید » :
« صحبت های دوستان » نهاد جمع و بی جان است. برای نهاد جمع و بی جان، فعل، به هر دو صورت مفرد و جمع صحیح است، اما فعل به صورت مفرد، پسندیده تر است.

در جمله ی « نامه هایی رسیده اند که داریم پاسخ آنها را تهیه می کنیم »
« نامه ها » نهاد جمع و بی جان است و فعل آن به صورت مفرد و جمع، صحیح است. اما فعل جمع، در این جمله مناسب تر است.

در جمله ی « در کتابخانه ی آن شهر، کتاب های بسیاری بودند که دشمنان همه را در آتش سوزاندند »:
« کتاب های بسیار » نهاد جمع و بی جان است و فعل آن به صورت مفرد و جمع صحیح است. « دشمنان » نهاد جمع و جان دار است و فعل آن فقط به صورت جمع، صحیح است.

در جمله ی « روزهای بیستم و بیست و یکم این ماه، برای بررسی علمی زبان انتخاب شده اند » :
« روزهای بیستم و بیست و یکم » نهاد جمع و بی جان است و فعل آن به صورت مفرد و جمع صحیح است.

در جمله ی « در این کتاب، آیات قرآنی تفسیر شده اند »:
« آیات قرآنی » نهاد جمع و بی جان است و فعل آن به صورت مفرد و جمع صحیح است.

در جمله ی « گروه اعزامی، نخست به دوری راه اعتراض کرد. »
« گروه اعزامی » نهاد اسم جمع برای جان دار است و فعل به صورت مفرد می آید.

در جمله ی « حرف های اضافه، نباید بدون قرینه از کلام حذف شود »
« حرف های اضافه » نهاد جمع و بی جان است و فعل آن می تواند به صورت مفرد یا جمع بیاید.
 



  3- جز موارد نادرست در « بیاموزیم » درس، سه مورد از غلط های املایی رایج را که تاکنون به آن ها برخورد کرده اید، بنویسید.

پاسخ: نگارش « غریزه » به صورت « غریضه » ، « علاقه مند » به صورت « علاقمند » و « نر و ماده » به صورت « نر و مادّه » .  

  درس 5 واژه و واژگان در زبان
دانستنی های درس ( 5 )

یادآوری: زبان، نظام پیچیده ای است که از سه بخش « نظام آوایی، نظام دستوری و نظام معنایی » تشکیل شده است. « نظام دستوری » نیز به نوبه ی خود، به دو بخش « صرف ( ساخت واژه ) و نحو ( ساخت جمله ) » تقسیم می گردد.
یادآوری: زبان شناسان بخش های سه گانه ی زبان را در سه سطح « واج شناسی، دستور زبان ( صرف و نحو ) و معناشناسی » بررسی می کنند.
در هر زبانی، علاوه بر سه بخش بالا، بخش دیگری هم هست که حاوی کلیه ی واژه ها و عناصری است که می توانند نقش واژه را به عهده بگیرند مانند گروه. واژه ی « دست به سر کردن» . به این بخش از زبان، واژگان می گویند.
هر واژه ای می تواند از طریق « تصریف » به صورت واژه های گوناگونی درآید.
چند مثال: خوب --> خوب تر، خوب ترین
مرد --> مردان، مردها، مردی « یک مرد »
رفتن --> رفتم، می روم، ...



  « صورت پایه و صورت تصریفی واژه »

از میان صورت های مختلف هر واژه ای، صورت رایج تر، صورت « پایه » و بقیه صورت « تصریفی » نامیده می شود؛ مثلا در میان صورت های مردان، مردها، مردی و ... « مرد » پایه است.
در ضبط واژه ها در واژگان ها و فرهنگ لغات، صورت های پایه « مدخل اصلی » قرار می گیرند. ( صورت های دیگر، یعنی صورت های تصریفی، یا ذکر نمی شوند یا ذیل مدخل اصلی می آیند؛ در غیر این صورت به عنوان « مدخل فرعی » ضبط می شوند. )
سخن گویان هر زبانی، در کنار مجموعه ی نظام های آوایی، دستوری و معنایی، واژگان آن زبان را نیز در ذهن خود دارند. زبان شناسان، این واژگان را « واژگان ذهنی » می نامند.
 



  « اطلاعات ذخیره شده برای هر واژه، در واژگان ذهنی زبان »

در واژگان ذهنی زبان، برای هر واژه، دست کم سه نوع اطلاع ذخیره شده است.
1) اطلاع آوایی
2) اطلاع دستوری
3) اطلاع معنایی
منظور از « اطلاع آوایی » چگونگی تلفظ واژه است.
منظور از « اطلاع معنایی » معنی یا معانی واژه است.
منظور از « اطلاع دستوری » چگونگی استفاده از آن واژه در ساخت های دستوری است.
مثال: در واژگان ذهنی زبان، برای واژه ی « خویش » اطلاعات زیر ذخیره شده است:
« خیش » تلفظ می شود. / ضمیر مشترک است و برای همه ی اشخاص، کاربرد دارد. / علاوه بر معنای ضمیری، به معنای « خویشاوند » نیز به کار می رود.
زبان شناسان، واژگان زبان را در دو سطح بررسی می کنند:
1) سطح واژگان شناسی
2) سطح واژگان نگاری

در سطح « واژگان شناسی » انواع روابط ساختاری، تاریخی و جامعه شناختی موجود میان واژه ها بررسی می شود.
در سطح « واژگان نگاری » به چگونگی گردآوری، تدوین و ضبط واژه ها در قالب یک واژگان یا فرهنگ لغات توجه می شود، به همین دلیل، از واژگان نگاری به عنوان اصول فرهنگ نویسی هم یاد می شود.
 



  « مهم ترین اطلاعات ارائه شده برای هر واژه در فرهنگ لغات »

در فرهنگ نویسی « واژگان نگاری » برای هر واژه ای اطلاعات بسیار گوناگونی ارائه می شود که مهم ترین آن ها عبارت اند از:
1) اطلاعات املایی
2) اطلاعات تلفظی
3) اطلاعات دستوری
4) اطلاعات معنایی
5) اطلاعات کاربردی
6) اطلاعات سبکی
7) اطلاعات علمی
8) اطلاعات تاریخی
9) اطلاعات ریشه شناختی

« اطلاعات دستوری » حاوی مقوله ی دستوری کلمه است همراه با هر اطلاع صرفی یا نحوی ضروری
« اطلاعات معنایی » حاوی همه معانی است که از کلمه دریافت می شود، از جمله معناهایی که به موقعیت معینی مربوط اند.
« اطلاعات کاربردی » حاوی استعمال خاص واژه است؛ مثلا کاربرد واژه ی « بپا » به عنوان هشدار به دیگران، یا کاربرد واژه ی « کلاغ » در مثل یک کلاغ چهل کلاغ ( تذکر: در کتاب درسی، برای نشان دادن اطلاعاتی که هر واژه ای در فرهنگ لغت واژه ی « مرد » و توضیحات آن از کتاب فرهنگ فارسی امروز، انتخاب شده است. به این نمونه، توجه داشته باشید.)
واژگان هر زبانی بیش از سایر بخش های زبان، تحت تاثیر انواع تغییر و تحولات علمی، صنعتی، هنری، فرهنگی و مانند این هاست. دلیل این امر، آن است که هر زبانی از طریق واژگان خود به سطوح مختلف فرهنگ و تمدن جامعه ای که به آن تعلق دارد و نیز به کل فرهنگ بشری ، می پیوندد. به این ترتیب، هرچه فرهنگ و تمدن یک جامعه ی زبانی، پر تحرک تر، زایاتر و پویاتر باشد، واژگان زبان آن جامعه هم به همان میزان، بیش تر دست خوش دگرگونی و تحول می شود.
 



  پاسخ های خودآزمایی درس ( 5 )
1- مدخل « گذشتن » را از فرهنگ معین استخراج کنید و ببینید کدام یک از اطلاعات مندرج در درس را دربردارد.

پاسخ: اطلاعات ارائه شده شامل موارد زیر است:
1) املای واژه ( اطلاع املایی )
2) تلفظ کلمه ( اطلاع تلفظی )
3) اطلاع دستوری ( نوع دستوری این واژه، « اسم و مصدر » است. بن مضارع آن، « گذر » است.
4) ااطلاع ریشه ای ( این واژه، ریشه ی پهلوی به صورت « ویتارتن » دارد )
5) اطلاع معنایی ( در معانی عبور کردن، سپری شدن، مردن، پایان یافتن، نقل شدن، برتری یافتن، بروز کردن، تجاوز نمودن، ترک کردن و رها شدن به کار رفته است . این واژه به صورت کنایی « از عددی گذشتن، از چیزی گذشتن و این نیز بگذرد » هم کاربرد دارد.
 



  2- دو سطح « واژگان شناسی » و « واژگان نگاری » چه تفاوتی با هم دارند؟

پاسخ: در سطح واژه شناسی، روابط ساختاری، تاریخی و جامعه شناختی موجود میان واژه ها بررسی می شود و در سطح واژگان نگاری، به چگونگی گردآوری، تدوین و ضبط واژه ها در یک واژگان یا فرهنگ لغت توجه می شود.  



  3- با مراجعه به یکی از فرهنگ های معتبر، درباره ی یکی از واژه های زیر، از نظر « ریشه یابی » مطالعه کنید.

الف) فردوس
ب) کنز
پ) نیمکت
ث) هندسه
پاسخ: الف) در زبان های کهن ایرانی، واژه ی « فردوس » به معنای « باغ بزرگ » و نیز « جایگاه فراخی بوده است که گرداگرد آن دیواری کشیده باشند و همه گونه درختان و گیاهان و چارپایان سودمند در آن پرورش دهند. »
این واژه، دوبار در کتاب اوستا به صورت « پئیری دئزه » به کار رفته است. این کلمه در دوره ی ساسانی به صورت« پردیس » و به معنای « باغ بسیار باصفا و پر نعمت متعلق به پادشاهان » کاربرد داشته است.
این واژه دوبار در انجیل و دوبار به صورت عربی شده ی « فردوس » در قرآن مجید ( آیه ی 107 سوره ی کهف و آیه ی 11 سوره ی مومنون ) به مفهوم « بهشت جاودان » - که آن جا هم به صورت باغ سبز و خرم توصیف شده – به کار رفته است.
یهودیان نیز این کلمه را از قرن ششم قبل از میلاد به کار برده اند؛ و آن را در قسمت های مختلف تورات می توان دید. ( به نقل از کتاب فرهنگ اساطیر، نوشته ی دکتر محمدجعفر یاحقی، صفحه ی 321 )

ب) « کنز » عربی شده ی واژه فارسی « گنج » است. واژه ی « کنز » به قرآن مجید نیز راه یافته است. ( سوره ی توبه، آیات 34 و 35 )

پ) « نیمکت » به معنای تختی است که دست کم یک طرف آن لبه ندارد و روی آن می نشینند و پاها را می آویزند یا روی زمین می گذارند می نشینند. / « کت » همان واژه ی « تخت » است؛ نیمکت = نیم تخت.

ت) « هندسه » عربی شده ی واژه ی پهلوی « هنداچک = اندازه » است.
 



  4- دو جمله بنویسید که در آن ها قیدهای « بی شک » و « بی تردید » درست به کار رفته باشد.

پاسخ: استاد! بی تردید برای طرح این وسالات، وقت زیادی صرف کردید.
- شما هم بی شک، درس ها را دقیق خوانده بودید.
 




نوشته شده توسط:asal roohi

ویرایش:--

chaturbatefreetokenshack.com
دوشنبه 13 شهریور 1396 08:03 ق.ظ
With havin so much content do you ever run into any issues of plagorism or copyright infringement?
My website has a lot of exclusive content I've either authored myself or outsourced but it looks like
a lot of it is popping it up all over the internet without
my permission. Do you know any ways to help prevent content from being
ripped off? I'd genuinely appreciate it.
giaegnor.jimdo.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:22 ق.ظ
Howdy are using Wordpress for your site platform?

I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my own. Do
you require any coding knowledge to make your own blog? Any help would be really appreciated!
Can you grow taller with exercise?
شنبه 14 مرداد 1396 02:33 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my weblog so
i came to “return the favor”.I am attempting to find things to enhance my site!I suppose its ok to use
some of your ideas!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو