تبلیغات
red love - ادامه
red love

مدیر وبلاگ : asal roohi

ادامه

سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت: 12:13 ق.ظ

نظرات() 


  درس 10 نوشته های ادبی (2)
دانستنی های درس 10

• عنصر دیگری كه در نوشته های ادبی و هنری دیده می شود ، « آرایه های ادبی » است . آرایه ی ادبی ، تخیل خواننده و شنونده را بر می انگیزد و تاثیر سخن را افزایش می دهد .

• نمونه ی بهره گیری از آرایه های ادبی :
- جمله ی خبری « محبت ، دل انسان را شاد می كند » را می توان با بهره گیری از آرایه های ادبی به صورت های زیر نوشت :
- دل آدمی ، باغچه ای پر غنچه است كه با نسیم محبت ،شكوفا می شوند . ( « با غچه ی دل » و « نسیم محبت » --> تشبیه )
- دل با نسیم محبت شكوفا می شود . ( « شكوفا شدن دل » --> نوعی استعاره / « نسیم محبت » --> تشبیه



  « حس آمیزی »

• تعریف « حس آمیزی » : به كاربردن تعبیری است كه در آن دو حس یا بیش تر ، با هم آمیخته شده اند . برای مثال ، وقتی می گوییم « صدای شكفتن » ، دو حس شنوایی و بینایی را با هم آمیخته كرده ایم زیرا « صدا » با حس شنوایی قابل درك است و « شكفتن » با حس بینایی .

• فایده ی كاربرد آرایه ی « حس آمیزی » : حس آمیزی در یك نوشته ی توصیفی باعث می شود كه نوشته ، اعجاب انگیز و مؤثرتر شود .
 



  « نمونه های كاربرد آرایه ی حس آمیزی » :

• آواز خاكستری جیرجیرك ها ، مثل نخی بی انتها بود . ( آواز خاكستری )
• صدای گریه ی زن ، سكوت سرخ را ... جر داد . ( سكوت سرخ )
• آن قدر تلخ حرف می زند كه ... ( حرف تلخ )
• شبِ صحرا ... ، انبوهی از سكوت ملموس ، صدای فروتن حشرات شب را می بلعید . ( انبوهِ سكوتِ ملموس / صدای )
 



  « تشبیه »

• فایده ی « تشبیه » : تشبیه به ما امكان می دهد كه یك پدیده را به شكل های گوناگون ، وصف كنیم ؛ همچنین به كمك تشبیه می توانیم مسائل كاملا ذهنی را به طور عینی و محسوس در برابر چشمان خواننده ، به تصویر بكشیم .  



  « نمونه های كاربرد آرایه ی تشبیه » :

• چشم های یوسف از آسمان صاف روزهای بهاری ، پررنگ تر بود . انگار همیشه یك قطره اشك ، مثل دو تا زمرد مرطوب ، ته چشم های یوسف نهفته بود .

• چشم هایش مثل دو تا زندانی كه از دو سوراخ ، بیرون را نگاه كند ، از حدقه ها مرا نگاه می كردند.
 



  « استعاره »

• تعریف « استعاره » : اگر به جای ذكر مشبه و مشبٌّه به ، یكی از آن ها را ذكر كنیم ، تشبیه ، به استعاره تبدیل می شود .

« نمونه ی آرایه ی استعاره » : لب گشود . مروارید و دُر(استعاره برای سخن ) بود كه می ریخت .
• فایده ی « استعاره » : كاربرد استعاره ، شگفتی ، درنگ ، جست و جو و در نهایت ، زیبایی نوشته را بیش تر می كند .

• نكته : استعاره از تشبیه ، خیال انگیز تر و رساتر است .
 



  « تشخیص »

« نمونه ی آرایه ی تشخیص » : « خورشید با سرشاخه های بید مجنون جلو حیاط – كه نه از شرمساری ، بلكه به عادت همیشگی سر به زیر داشتند – سلام و احوال پرسی كرد . انگار دیده بوسی هم می كردند ..» (سرشاخه های سر به زیر بید مجنون ، سلام و احوال پرسی خورشید با بید مجنون ، دیده بوسی كردن خورشید و بید مجنون . )  



  « كنایه »

• فایده ی « كنایه » : به كمك این آرایه ، می توان نوشته را خیال انگیز و امور غیر محسوس را عینی و محسوس كرد .

« نمونه های كاربرد كنایه » : می پرسی كه چه طور شد مردسیاسی شدم و سری میان سرها درآوردم ...(كنایه از معروف شدن)

سگ دُوی كرده(كنایه از فعالیت كردن) و شِرّو ور بافته بود(كنایه از سخن یاوه گفتن) ، كم كم برای خودش آدمی شده بود .
 



  « اغراق »

• فایده ی « اغراق » : اغراق ، از مهم ترین عناصر خیال انگیز كردن نوشته است . به كمك این آرایه می توان صفات و حالات را كوچك تر یا بزرگ تر از وضع طبیعی و عادی آن ها نشان داد .  



  « نمونه های اغراق » :

• كلمات مثل رگبار مسلسل از دهانش بیرون می ریزد . ( مثل رگبار مسلسل ، حرف زدن )

• سیل حرف ها بود كه از دهانش طغیان می كرد . ( طغیان كردن سیل حرف ها )
 



  بیاموزیم :
موضوع : واژه های « هم آوا » (2)
• انواع « هم آوایی » :

1. برخی واژه های هم آوا ، از نظر تلفظ و نگارش، كاملا یكسان اند .
مثال : روان ( جان ) و روان ( جاری ) - باز ( گشوده ) و باز ( نام پرنده )

2. برخی از واژه های هم آوا ، در نگارش ، متفاوت اند اما از نظر تلفظ ، كاملا یكسان اند .
مثال : خار ( تیغ ) و خوار ( حقیر و كوچك ) – خویش ( خود ) و خیش ( گاو آهن )

3. برخی از واژه های هم آوا ، در نگارش ، متفاوت اند و در تلفظ ، در یك واج اختلاف دارند .
مثال : سِلاح و صَلاح
 



  پاسخ های خود آزمایی درس (10) :



  1. در نوشته های زیر ، انواع صور خیال را نشان دهید :

پاسخ :
• « امان از هم نشین بد . آخر به آتش او خواهی سوخت . »
1) آتش --> استعاره
2) به آتش كسی سوختن --> كنایه

• بغض آسمان تركید و چنان گریست كه سیل جاری شد .
1) بغض كردن وگریستن آسمان --> تشخیص
2) تركیدن بغض آسمان --> استعاره برای صدای رعد
3) گریه ی آسمان --> استعاره برای باش باران

• بابام می آید . لباسش پر از بوی آفتاب است . آفتاب --> استعاره
 



  2. یك بند نوشته ی طنز آمیز بنویسید و در آن از این كنایه ها استفاده كنید :
سربه هوا ، دم به تله دادن ، داخل آدم شدن ، حرف توی دهن كسی گذاشتن .

پاسخ كوتاه : خیلی سربه هواست با این حال تا حالا كه دم به تله نداده . تازگی ها هم خودشو داخل آدما كرده و با این عوام فریبی هاش ، حرف تو دهن مردم ساده گذاشته .  


  درس 11 ساختمان واژه (1)
دانستنی های درس 11

• نكته : هر واژه ممكن است یك تكواژ یا بیش تر باشد . مثال :
بستنی --> بست + ــَـ ن + ی
دارا --> دار + ا
نمك --> نم + ــَـ ك ( واژه ی نمك ، امروزه در حكم كلمه ی ساده است . )
قاصدك --> قاصد + ــَـ ك



  انواع كلی واژه ها

• نكته : واژه ها با توجه به تعداد تكواژهای تشكیل دهنده ی آن ها به دو نوع كلی « ساده » و « غیر ساده » تقسیم می شوند .  



  تعریف واژه ی « ساده »

• واژه ی ساده ، آن است كه فقط یك تكواژ دارد .
• چند مثال برای واژه ی ساده : گوسفند ، خوش ، هوا ، گنجشك
 



  تعریف واژه ی « غیر ساده »

• واژه ای كه ساختمان آن ، بیش از یك تكواژ داشته باشد ، غیر ساده نامیده می شود .  



  انواع واژه های غیر ساده

1. واژه ی مركب
2. واژه ی مشتق
3. واژه ی مشتق – مركب
 



  تعریف واژه ی « مركب »

• واژه ی مركب ، آن است كه از دو تكواژ آزاد یا بیش تر تشكیل شده است .
• مثال : چهار راه ( چهار + راه ) / یك رنگ ( یك + رنگ )
 



  تعریف واژه ی « مشتق »

• واژه ی مشتق – آن است كه از یك تكواژ آزاد و دست كم یك تكواژ وابسته ( = وند ) ، تشكیل شده است.
مثال : دانشمند ( دان + ــِـ ش + مند )
 



  تعریف واژه ی « مشتق – مركب »

• واژه ی مشتق – مركب ، آن است كه دست كم از دو تكواژ آزاد و یك تكواژ وابسته ( وند ) ، تشكیل شده است ، به بیان دیگر ، ویژگی واژه های مشتق و مركب را باهم دارد .
مثال : هیچ كاره ( هیچ + كار + ه )
 



  راه تشخیص واژه های ساده و غیر ساده

• نكته : یكی از مشخصه های واژه های غیر ساده ، آن است كه در میان اجزای تشكیل دهنده ی آن ، هیچ تكواژی قرار نمی گیرد . اگر در میان اجزا بتوان تكواژ دیگری قرار دارد ، نشانه ی آن است كه تكواژ ها از هم جدا هستند .

• مثال :
« خوشنویس » غیر ساده است ، چون مثلا نمی توان گفت : خوش ها نویس ، خوش این نویس یا خوش كدام نویس .
اما « گل سرخ » دو واژه ی ساده است ، چون مثلا می توان گفت : گل های سرخ یا گلی سرخ .

« واژه های غیر ساده ای كه امروزه در حكم واژه های ساده اند »
به مرور زمان ، اجزای برخی واژه های غیر ساده چنان به هم پیوسته شده اند كه امروزه اهل زبان ، اجزای آن ها را جدا تصور نمی كنند ، نظیر واژه ی « دشوار » كه از دو جزء « دُش : ضد » و « خوار : آسان » ساخته شده است .

• نمونه هایی از واژه های غیر ساده كه امروزه در حكم واژه ی « ساده » اند:
« تابستان ، زمستان ، دبستان ، ساربان ، خلبان ، شبان ، زنخدان ، ناودان ، خاندان ، سیاوش ، سهراب ، رستم ، تهمینه ، شیرین ، دستگاه ، استوار ، بنگاه ، پگاه ، غنچه ، پارچه ، كلوچه ، مژه ، كوچه ، دیوار و وادار . »
 



  • « تكیه : » در واژه های ساده و غیر ساده :

هر واژه ای تنها یك تكیه دارد از این رو اگر واژه ی ساده به واژه ی مشتق ، مركب و مشتق – مركب تبدیل شود ، باهم فقط یك تكیه خواهد داشت . مثال :
« مرد » واژه ی ساده است ؛ یك هجایی است و یك تكیه دارد .
« مردانه » واژه ی مشتق است ؛ سه هجایی و یك تكیه روی هجای آخر دارد .
« جوان مرد » واژه ی مركب است ؛ سه هجایی و یك تكیه روی هجای آخر دارد .
« جوان مردی » واژه ی مركب - مشتق است ؛چهار هجایی و یك تكیه روی هجای آخر دارد .
 



  بیاموزیم :
موضوع : كاربرد نادرست تشدید

• نكته : در زبان فارسی امروز ، برخی لغات به غلط با یك حرف مشدد رواج پیدا كرده اند ؛ این واژه ها را باید شناخت و از كاربرد تشدید در آن ها خودداری كرد .

• نكته : واژه هایی كه حرف پایانی آن ها دارای تشدید است ، در صورتی كه پس از آنها مصوب بیاید ، تشدید نوشته می شود ، در غیر این صورت ، بدون تشدید نوشته می شوند .
 

  درس 12 دستور خطّ فارسی (2)
دانستنی های درس 12

الفبای فارسی ، دارای 33 نشانه ی نوشتاری ( = حرف ) است . این حروف به دو گروه پیوسته و جدا ( متصل و منفصل ) ، تقسیم می شوند .

در خط فارسی ، علاوه بر 33 نشانه ی نوشتاری ، تعدادی « نشانه ی غیر حرفی » نیز وجود دارد كه عبارت اند از : نُه نشانه ی « ـَـ ، ـِـ ، ـُـ ، ـْـ ، ـَـ ، ـّـ ، ـًـ ، ـٍـ ، ـٌـ » / نشانه های سجاوندی ، نظیرِ . ، ؟ : ! ... / نشانه های عددی 1 تا 9 اعداد در خطّ فارسی با هر دو شكل عددی و حرفی نوشته می شوند .

حروف با توجه به محل آن ها در كلمه ، به دو شكل یا بیشتر ، نوشته می شوند ؛
مثال : « ب --> بس / شب » ، « ع --> عدل ، بعد ، جمع ونوع » گاهی یك واج ، مربوط به چند حرف است . این واج ها ، عبارت اند از :
/ ت / --> « ت » و « ط » - / ه / --> «ح» و « ه » - / غ / --> «غ» و « ق» - / غ / --> «غ» و « ق» - / س / --> «ث» ، «س» و «ص» - / ء/ --> «ء» و « ع » - / ز / --> « ز» ، « ذ » ، « ض » و « ظ » .

{

حرف « و » گاهی یک صامت است ؛ مثال : وقت ، وقت
حرف « و » گاهی یک مصوت کوتاه « ـُـ » است ؛ مثال : دو ، تو هم بیا
حرف « و » گاهی یک مصوت بلند « او » است ؛ مثال : رودخانه ، نور

{

حرف « ه » گاهی یک صامت است ؛ مثال : راه ، کریه
حرف « و » گاهی یک مصوت کوتاه « ـِـ » است ؛ مثال : گریه ، بهانه
 

{

حرف « ی » گاهی یک صامت است ؛ مثال : یخ ، سایه
حرف « و » گاهی یک مصوت بلند « ای » است ؛ مثال : میخ ، میز
 
 


  « نامطابق های املایی »

املای برخی كلمات ، با تلفظ آن ها اختلاف اندكی دارد ؛ این نوع كلمات ، « نامطابق های املایی » نامیده می شوند .

چند نمونه نامطابق املایی : شنبه ( شمبه ) ، پنج تا ( پنش تا ) ، دستگاه ( دسگاه ) و خواهر ( خاهر )
 

  درس 13 نوشته های ادبی (3)
دانستنی های درس 13

« عواملی كه باعث تأثیر گذاری نوشته ی ادبی می شوند »
1. كاربرد هنری زبان
2. استفاده از صُوَرِ خیال
3. بیان مناسب



  « بیان »

هر نوشته ی ادبی برای آن كه بر قدرت تاثیر خود بیفزاید ، باید یكی از حالات عاطفی ( نظیر اندوه ، شادی ، یأس ، امید ، خشم ، ترس و حیرت ) را در مخاطب برانگیزد .
هر اندازه تاثیر عاطفی نوشته بیش تر باشد ، آن نوشته ، هنری تر و خواندنی تر خواهد بود .
عامل دیگری كه در نوشته های ادبی ، بیش تر دیده می شود « صداقت و صمیمیت » است .
زبان نوشته هر چه ساده تر و بی تكلف تر باشد ، صمیمی تر جلوه می كند .
مهم ترین مسئله ای كه نوشته را از صداقت و صمیمیت دور می كند ، آن است كه نویسنده ، نوشته های دیگران را بی كم و كاست نقل كند .
خصیصه ی دیگر نوشته های هنری ، « تنوع و تحرك » است .
 



  « راه های ایجاد تنوع و تحرك در نوشته »

1. انتخاب واژگان دقیق
2. استفاده از صورخیال
3. فضا سازی
4. آغاز و پایان مناسب
5. مشخص بودن طرح
6. احساس و عاطفه
7. ساده نویسی
8. بلند و كوتاه كردن جمله ها
9. تبدیل جمله های خبری به انشایی و به عكس
10. تغییر شخص ، از اول به سوم شخص
11. بهره گیری از مناظره و گفت و گو
12. به كارگیری طنز
13. استفاده از مثل و تمثیل ...
 



  بیاموزیم :
موضوع : واژه های دو تلفظی و تلفظ معیار

• نكته : واژه های دو تلفظی ، كلماتی هستند كه در فارسی رایج و ( معیار ) به دو شكل تلفظ می شوند ؛ مانند « مهربان » كه هم « مهرْبان » و هم « مهرَبان » تلفظ می شود اما واژه هایی مثل « مهرداد » و « مهرجو » ، یك تلفظی اند زیرا تنها به صورت « مهرْداد » و « مهرْجو » تلفظ می گردند .
از دو شكل تلفظ واژه های دو تلفظی ، آن كه یك هجا بیش تر دارد ، چون آسان تر تلفظ می شود ، كاربرد بیش تری دارد و تلفظ معیار محسوب می شود ؛ مانند مهربان آموزگار و شادِمان
 



  خودآزمایی
1) در نوشته ی زیر، نویسنده از كدام عناصر و عوامل هنری برای زیبایی نوشته ی خود استفاده كرده است؟
رنگ های زندگی
می دانم كه آسمان آبی است، ابر سفید است، كوه قهوه ای است، بال های پروانه ها رنگارنگ است ولی از وقتی كه به دنیا آمده ام، رنگی جز سیاهی ندیده ام.
مادرم را هر روز صبح می بینم، دست هایم را روی صورت او می كشم. حالا دیگر تمام برجستگی ها و فرورفتگی های صورتش را از حفظ می دانم. هنوز هم وقتی با او حرف می زنم، دوست دارم دستش را در دستم بگیرم. می پرسد : «چرا ، دست هایم را می گیری؟»
می گویم : «چون از گرمی دست هایت جان می گیرم».
مادر می گوید دست های من از دست های او ماهرتر است؛ چون من عادت كرده ام كه شكل هر چیز را با لمس كردن به ذهنم بسپارم. ولی من دست های مهربان او را بیشتر از دست های خود دوست دارم.
بینی مادر را وسط صورتش بزرگ تر از بینی من است ولی مادر می گوید، بینی من كارآمدتر است؛ چون من بوها را بهتر از او احساس می كنم. از همان بچگی وقتی مهمانی به خانه ی ما می آمد، مادر از دمِ به او می گفت كه حرف نزند و بعد به من می گفت : «اگر گفتی چه كسی به خانه ی ما آمده؟».
من بو می كشیدم و بیشتر وقت ها اسم مهمان را درست می گفتم. آن وقت مادر می خندید و نوك بینی مرا می بوسید.
افسوس كه از پدرم چیز زیادی نمی دانم. از وقتی كه به دنیا آمده ام، او بیشتر در سفر بوده است. پدر هر چند وقت یك بار به ما سر می زند. مقداری پول در دست مادر می گذارد، دستی روی سر من می كشد و می گوید : « چه قدر بزرگ شده ای !»
می دانم كه او مرا دوست دارد. چون تا وقتی كه پیش ماست، سعی می كند به من كمك كند . اوایل نمی خواست باور كند كه فرزندی نابینا دارد و تا دو سال پیش توانایی های فرزند نابینا را باور نداشت.
یادم می آید، یك بار او تابلویی از سفر آورده بود. ساعت دیواری را برداشت ، تابلو را جای ساعت به دیوار زد و ساعت را به دیوار دیگری وصل كرد. به او گفتم : « بابا ساعت را كج زده ای ».
به حرفم اهمیت نداد. دوباره به او گفتم : «بابا ساعت كج است».
با بی حوصلگی گفت : «تو از كجا می دانی ؟»
گفتم : «از صدای تیك تاك ساعت می فهم ».
عصبانی شد و گفت : « من كه چشم هایم می بیند، كجی آن را نمی بینم آن وقت تو .......» و بقیه ی حرفش را نگفت : بغض گلویم را فشرد. مادر مثل همیشه به كمكم آمد و گفت : « راست می گوید : خودت بیا از دور نگاه كن ! ببین كج است».
پدر ساعت را صاف كرد. اشك هایم مثل باران روی صورتم می لغزید. مادر سرم را روی سینه اش گذاشت و در حالی كه گوش هایم را می بوسید، گفت : « من به این گوش ها افتخار می كنم».
با همین گوش ها ، آن شب شنیدم كه پدر به مادر می گفت : « این قدر او را لوس نكن.
او كه تا ابد نمی تواند به تو تكیه كند».
پدر راست می گفت ، اكنون دو سال از آن شب می گذرد. در این دو سال من از مادر خواستم كه مرا با عصای سفیدم رها كند. بگذارد كه خودم به كمك عصایم محیط اطراف را بشناسم. دلم می خواست خودم به تنهایی وارد اجتماع بشوم و زندگی را تجربه كنم و حالا این دو سال تجربه به من نشان داده ، در دنیا كسانی هستند كه به توانایی های خودشان ایمان ندارند و حتی با داشتن چشم ، زیبایی های زندگی را نمی بینند.
من امروز فهمیده ام، كورتر از من هم در دنیا هست.

پاسخ : در این نوشته ، همه ی عناصری كه سبب زیبایی و هنری شدن نوشته می شود ؛ یعنی ، « كاربرد هنری زبان » ، « بهره گیری از آرایه های ادبی » و « بیان مناسب » دیده می شود ؛ از جمله : ساده و صمیمی است . نوع واژه های به كار رفته ، كاملا متناسب با كسی است كه نوشته درباره ی اوست . جمله ها كوتاه اند . از كاربرد واژه های دشوار ، پرهیز شده است . واژه ها بسیار مناسب انتخاب شده اند در نتیجه جمله ها ، نرم و روان خوانده می شوند ؛ نظیر می دانم كه آسمان ، آبی است ؛ ابر ، سفید ، است .
آرایه ی « تكرار » مثلا ، تكرار واژه ی « است » در عبارت بالا .
« بیان مناسب » كه از نخستین تا آخرین عبارت نوشته ، حفظ شده و نوشته را بسیار جذاب و تاثیر گذار كرده است .
 



  2) یكی از عبارت های زیر را به كمك صور خیال به صورت های مختلف بنویسید:
- كتاب دوست انسان است.
- رزمندگان اسلام در جبهه ها حماسه آفریدند.
- انسان ها باید یاور یك دیگر باشند.

پاسخ : « كتاب ، دوست انسان است » :
1) من همواره از هم نشینی با این یار مهربان بهره ها برده ام .
2) من از این خاموش گویا ، شنیده های بسیاری به یاد دارم .
3) همیشه تنهایی ام را با دوستم ، كتاب ، تقسیم می كنم .
4) كتاب می گوید و من گوش می دهم ؛ چه گفت و شنود صمیمانه ای !
5) من زمانی كه با كتاب همنشینم ، با اندوه او ، اندوهگین و با شادی او شادمان می شوم . آخر ، او دوست صمیمی من است .
 




نوشته شده توسط:asal roohi

ویرایش:--

foot complaints
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:10 ب.ظ
With havin so much written content do you ever run into any problems
of plagorism or copyright violation? My website has a lot of unique content I've either written myself or outsourced but it appears a
lot of it is popping it up all over the internet without my permission. Do you
know any techniques to help reduce content from being stolen? I'd genuinely
appreciate it.
malisaabbed.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:08 ق.ظ
Its not my first time to visit this website, i am visiting this web page dailly and get
pleasant data from here everyday.
wynonamalkiewicz.weebly.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:05 ق.ظ
Good day! This is kind of off topic but I need some guidance from an established blog.
Is it very hard to set up your own blog? I'm not very techincal but I
can figure things out pretty fast. I'm thinking about setting up my own but I'm not sure where to start.
Do you have any tips or suggestions? With thanks
What causes pain in the Achilles tendon?
شنبه 7 مرداد 1396 09:03 ق.ظ
Great post. I was checking constantly this blog and I am inspired!
Extremely useful info particularly the remaining phase :) I
maintain such info a lot. I used to be looking for this certain information for a long time.
Thank you and good luck.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو