تبلیغات
red love - گوهره عشق
red love

مدیر وبلاگ : asal roohi

گوهره عشق

جمعه 23 بهمن 1388  ساعت: 02:42 ب.ظ

نظرات() 

  ادبیات فارسی (3) نظری ( رشته ادبیات و علوم انسانی)


  درس اول : ستایش خدا

تحمیدیه : در لغت به معنای حمد و ستایش و گفتن «الحمدالله» است و تحمیدیه در اصطلاح ادبی، سخنی زیبا به شعر یا نثر است در ستایش خداف نعت نیز ذكر نام و ادای احترام به پیامبر و بزرگان دین و ستودن ایشان است كه معمولاً در خطبه ها و دیباچه های كتاب ها می آید. در همه ی تحمیدیه های زبان فارسی نوعی براعت استهلال دیده می شود. در این معنا كه نویسنده یا سراینده در مقدمه و آغاز خطبه ی كتاب، ضمن ستایش خدا و پیامبر، به ذكر الفاظی می پردازد كه با محتوا و مضمون كتاب پیوند دارد و به موضوعی كه در آن باب سخن خواهد گفت : به تعریض اشاره می كند. تحمیدیه ها علاوه بر ارزش های ادبی و هنری، حاوی مضامین مهم اخلاقی،‌معنوی و تربیتی نیز هستند.
تحمیدیه ستایش خدا گزیده ای از مقدمه ی مثنوی «گل و نوروز» خواجوی كرمانی( متوفی به سال 750 قمری) است. «گل و نوروز» یكی از مثنوی های خمسه خواجوست . در این تحمیدیه ، شاعر به بعضی صفات پروردگار همچون آفریننده ی موجودات خاكی و افلاكی، آفریننده ی بهار و آورنده ابر، فراتر از وهم و چون و چرا اشاره دارد و در پایان به نعمت پیامبر(ص) و مقام والای حضرتش می پردازد.



  معنی شعر ستایش خدا

بیت 1 :
سخن خود را با ستایش خداوندی آغاز می كنم كه هم چون نقاش هنرمند، پدیده های این جهان خاكی را در نهایت زیبایی آفرید و ستارگان را با مهره هایی تابناك خلق كرده، به فرشتگان آسمانی چهره هایی زیبا و تابنده چون ماه بخشید.

بیت2 :
به نام آن خدایی سخن را آغاز می كنم كه نفس های بهار را خوشبو و معطر ساخت و به كبك كوهسار، شیوایی سخن و نغمه سرایی آموخت.

بیت 3 :
خداوند بخشنده ، گوهری درخشان و گران بهای باران را به ابر كه بر آسمان خیمه زده است بخشیده و از دهان صبح خندان انوار طلایی خورشید را بر سر جهان می افشاند.

بیت 4 :
او خدایی است كه ذاتش به علت نیازی ندارد زیرا خود علت العلل است . در او ضعف و ناتوانی راه نمی یابد و در اداره ی عاملم از سوی او ، هیچ نقصی نیست، او قادر مطلق است.

بیت 5 :
نه خیال و گمان آدمی می تواند به آستان با عظمت پروردگار راه یابد و به او نزدیك شود و نه عقل قادر است به ذاتش پی ببرد.

بیت 6 :
او یگانه است و شریكی ندارد زیرا نیازی ندارد ولی با همه كس هست، زیرا همه به او محتاجند. همه فانی اند، تنها خداست كه می ماند.

بیت 7 :
قدرت خداوند در آفرینش چنان است كه گاه از پدیده ای، پدیده ی دیگر اما كاملاً متفاوت با آن را آفرید. او روشنی را در آتش گذاشت. در افعی پادزهر او را نهاد. از نیش زنبور، عسل گوارا را پدید آورد و گل زیبا و لطیف همیشه بهار را از درون ساقه ی پرخار نمایان كرد.

بیت 8 :
خداوند گل نرگس را هم چون پیاله ای زرین در فضای باغ نهاده است و تماشای آن همانند نوشیدن شراب، آدمی را مست و سرخوش می كند.

بیت 9 :
هیچ كس قادر به شناخت ذات پروردگار نیست، زیرا از نظر چگونگی هستی، بین پروردگار و بنده شباهتی نیست تا انسان بتواند از راه مقایسه، به ذات پروردگار پی ببرد.

بیت 10 :
خداوند كریم ابتدایی نداشته و پایانی هم نخواهد داشت . او ازلی و ابدی است.

بیت 11 :
آن خدای عزت بخش یتیمی را به مقامی آن چنان رساند كه او را دوست خود نامید و او را پائین ترین رتبه و درجه به بالاترین مقام یعنی معراج رسانید.
 

تسلط سعدی (691-606) بر مضامین تغزلی ،‌پند و اندرز و نعمت و ستایش خداوند – جل و علا – پیامبر بزرگ اسلام (ص) كه با زبانی رسا و بی تكلف بیان شده، بر همه روشن است. بخشی از دیباچه بوستان سعدی را با عنوان «فی نَعْت سیّد المرسلین – علیه الصّلوة و السلام» در كتاب آمده است.  



  معنی ادبیات نعت پیامبر :

بیت 1 :
رسول اكرم (ص) دارای ویژگیهای اخلاقی بسیار پسندیده و زیبایی است او بر انسان ها پیامبر است. شفاعت كننده ی امت خود در روز محشر خواهد بود.

بیت 2 :
حضرت محمد (ص) خود بر پیامبران گذشته مقام پیشوایی دارد. او در راه دین، راهنمای بندگان خداست. او حافظ دین خداست و كسی است كه جبرئیل بر او فرود آمد.

بیت 3 :
پیامبری كه هنوز وحی را بر او تمام نشده – با رسالت خود آثار همه ی ادیان را منسوخ و باطل كرد.

بیت 4 :
چون پیامبر (ص) در برابر درخواست مشركات تصمیم به انذار و بیم دادن آنها گرفت، به ما اشاره كرد و با معجزه خود آنها را به دو نیم كرد.

بیت 5 :
هنگامی كه آوازه و شهرت پیامبر در جهان پیچیده ، در قدرت و عظمت ساسانیان كه در آن زمان از قدرت های بزرگ جهان بودند – خلال و تزلزل پدید آمد.

بیت 6 :
یك شب براسب خود نشست، طبقات آسمان را پشت سر گذاشت و به خاطر مقام و منزلتی كه داشت تا بدان جا رفت كه حتی فرشته وحی، جبرئیل نیز اجازه ورود به آنجا را نداشت.

بیت7 :
پیامبر (ص) در شب معراج فاصله ی خود تا پروردگار را چنان شتابان پیمود كه در آسمان هفتم، جبرئیل از همراه با او بازماند.

بیت 8 :
پیامبر اكرم (ص) به جبرئیل امین گفت كه تو آورنده ی وحی هستی، پس بالاتر بیا.

بیت 9 و 10 :
جبرئیل پاسخ داد كه : بیش از این امكان پیش آمدن برای من نیست ، من در همین جا خواهم ماند زیرا دیگر در بال هایم قدرت پرواز نیست . اگر بیش از این ذره ای پیشتر بیایم، نور تجلی خداوند پرهایم را خواهد سوخت.

بیت 11 و 12 :‌
ای پیامبر خدا بر همه انسانها كه درود خدا بر تو باد – من می توانم درباره صفات پسندیده ی تو سخنی بگویم زیرا تو آن كسی هستی كه پروردگار عالم او را ستوده و جبرئیل را به ستایش او امر كرده.

بیت 13 :
آسمان با آن همه رفعت و بلندی، در برابر مقاوم و عظمت تو احساس سرافكندگی كرد.خداوند از همان زمان كه هنوز آدم را نیافریده بود تو را برای پیامبری در نظر داشت.

بیت 14 :
ای پیامبر، تو هدف نهایی آفرینش بوده ای همه چیز به خاطر تو دید آمده است.

بیت 15 :
ای پیامبر عظیم الشأن، سعدی كه خود به كمال نرسیده است ، هرگز نمی تواند با بیان ناقص عظمت و كمال تو را وصف كند. درود بر تو باد.
 



  خودآزمایی : درس 1 :



  1 – این بیت حافظ با كدام بیت از متن درس قرابت مفهومی دارد؟
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

پاسخ : یتیمی كه ناكرده قرآن درست
كتب خانه ی چند ملت بشست
 



  2 – این بیت به كدام واقعه اشاره دارد، از آن چه می دانید؟
شبی برنشست از فلك بر گذشت
به تمكین و جاه از ملك برگذشت

پاسخ : این بیت به شب معراج اشاره دارد. در شب معراج ، حضرت محمد(ص) به امر خداوند تبارك و تعالی به سوی او عروج كرد و به مقامی رسید كه هیچ یك از خلایق به آن مقام نرسیده و نخواهند رسید. معراج درخشانترین و برجسته ترین معجزه ی رسول اكرم بوده زیرا خداوند هیچیك از انبیاء و رسولان را به چنین فضیلتی مشرف نكرد.  



  3 – تحقیق كنید كه چرا به خانه ی كعبه «بیت الله الحرام» گفته می شود؟

زیرا این مكان همیشه مورد تقدس و احترام بوده و در آن جنگ، ستیز و شكار ممنوع بوده است.  



  4 – امروزه فارسی زبانان به جای «تجلیل» از چه واژه ای استفاده می كنند؟

بزرگداشت  



  5 – در مصراع «نهد زرین قدح در صحن بستان » منظور از قدح زرین چیست؟

گل نرگس  



  6 – چه رابطه ای میان عطارد، دوات و خامه وجود دارد؟

در افسانه های یونان عطا و همیشه پیام آور خدایان بوده است ، به این خاطر او را دبیر فلك نامیده اند. دبیر(نویسنده) با دوات و خامه سر و كار دارد از این رو ، «عطارد» دوات و خامه ، واژه های مراعات نظیرند.  



  7 – آیه های زیر (26 و 27 الرحمن) با كدام بیت درس قرابت معنایی دارند؟
«كل من علیها فان» . «و یبقی وجه ربكّ ذو الجلال و الاكرام»

كسی با او نه و او با همه كس
نماند هیچ كس، او ماند و بس
 


  درس دوم : رستم و اسفندیار (1)
درس سوم : رستم و اسفندیار(2)



درس دوم : رستم و اسفندیار (1)
در سال های گذشته، با حماسه مفهوم شعر حماسی، انواع حماسه (طبیعی، مصنوع) و حماسه سرایان بزرگ ایران و جهان آشنا شدیم و رستم، قهرمان حماسی شاهنامه و نمودهای گوناگون شخصیت او را شناختیم. در این درس، خلاصه ای از بزرگ ترین و شورانگیزترین داستان حماسی ایران، رستم و اسفندیار را می خوانیم. فردوسی در این داستان ماندگار،اسفندیار ، شاهزاده ی جوان ایرانی را دو برابر رستم قرار می دهد.
اسفندیار بزرگترین پهلوان كیانی و پسر گشتاسب است. او از یك سو، قهرمان ملی بزرگی است كه شر تورانیان را از ایران دور می كند وار جاسپ تورانی را سركوب می نماید و از سوی دیگر، قهرمان نام آوری است كه دین را در ایران و كشورهای دیگر رواج می دهد. از دیدگاه حماسی اسفندیار را می توان با آشیل در حماسه ی یونان و بالدر در حماسه ی شمال اروپا قیاس كرد.



  خودآزمایی :



  1 – روئین تنی اسفندیار را با كدام شخصیت اساطیری می توان مقایسه كرد؟ وجوه شباهت آنها را بنویسید.

«آشیل» مشهورترین قهرمان یونان در داستان «ایلیاد» آشیل نیز همانند اسفندیار جوان و قهرمان و رویین تن است و تنها از یك عضو آسیب پذیر است. پاشنه ی پا، این هر دو قهرمان سرانجام با اصابت تیر به عضو گزند پذیر از پا در می آیند. در ادبیات جهانی، پاشنه ی پای آشیل، ضرب المثل ضربه پذیری شده است. اسفندیار با «بالدر» در حماسه شمال اروپا نیز قابل مقایسه است.  



  2 – چرا رستم در برابر اسفندیار انعطاف نشان می دهد؟

زیرا تنها راه خروج از این بن بستی كه تقدیر در برابر او قرار داده، همین است، در غیر این صورت اگر بند را بپذیرد، ذلت را پذیرفته و این برای كسی چون رستم، تحمل پذیر نیست. اگر بجنگد و پیروز شود، سرانجام شومی در انتظار او و خاندان اوست و اگر بجنگد و شكست بخورد كشته شود، دیگر اعتباری برای خاندان او باقی نخواهد ماند.  



  3 – آیا صدور دستور برای بستن دست رستم توجیه منطقی دارد؟ چرا؟

خیر، زیرا رستم نماد آزادگی و آزادخواهی یك ملت است و برای چنین كسی اسارت و زندگی با ذلت ، هزاران بار از مرگ تلخ تر است.  



  4 - «برائت استهلال» در چه بخشی از درس آمده است ؟ توضیح دهید.

شش بیت اول درس كه از ابیات آغازین این داستان است فضا سازی مناسبی است خواننده در می یابد در این داستان با چنان سرگذشت تلخ و اندوهباری روبرو خواهد بود كه بلبل را هم به ناله و ابر را به گریه واداشته و نرگس را ماتم زده كرده است.  



 

درس 3 :
رستم و اسفندیار(2)

خود آزمایی :
1 – چرا رستم تن به جنگ می دهد؟

زیرا كه اسفندیار به هیچ قیمتی از تصمیمش منصرف نمی شود، ازاین رو رستم آزاده ، بر سر دو راهی تسلیم یا جنگ، جنگ را انتخاب می كند. اگر چه به قیمت نابودی خود و خادانش باشد.  



  2 – نقش زال را در این داستان چگونه می یبیند؟

او محتاطانه و خردمندانه برخورد می كنید و در فكر چاره، صلح و تفاهم است.  



  3 - «بپیچیم و بپیچاند» در بیت زیر چه مفهومی دارد؟
كه چندین بپیچم كه اسفندیار گر سر بپیچاند از كارزار

بپیچیم: تلاش می كنم / بپیچاند : بگرداند / سر بپیچاند : منصرف شود  



  4 – شخصیت بهمن را در طی داستان تحلیلی كنید :

با توجه به بخش محدود داستان در كتاب درسی، و اشاره های پراكنده ، بهمن در پیام رسانی، محتاطانه عمل می كند ، او بی تجربه و مطیع و نگران سرانجام كار است.  



  5 – دو نمونه اغراق را در شعر پیدا كنید :

كمان برگرفتند و تیر خدنگ / ببردند از روی خورشید درنگ
به بالا ز رستم همی رفت خون / بشر سست و لرزان «كد بیستون»
«ز پیكان همی آتش افروختند / به بربر ز راه راه همی دوختند »
 

فصل دوم : ادبیات داستانی :
درآمدی برادبیات داستانی

هر داستان، دارای بخش ها و عناصری است كه پیكره های آنرا بوجود می آوند. به این عناصر، عناصر داستان می گویند. مهم ترین عناصر داستانی عبارتند از :
1 – شخصیت و قهرمان :‌
قهرمانان و شخصیت های داستانی كسانی هستند كه با رفتارها و گفتارهای خود داستان را بوجود می آورند. آنگاه از آغاز تا پایان داستان ثابت و بدون تغییر حضور دارند و گاه بر اثر عوامل گوناگون، به تدریج یا به طور ناگهانی فضای داستان را ترك می كنند و یا خود تغییر و تحول می یابند.

2 – راوی داستان یا زاویه ی دید :
هر داستان به شیوه هایی مطرح می گردد و گاه از چند شیوه برای روایت داستان استفاده می شود. معمول ترین شیوه ی روایت داستان، استفاده از اول شخص (من) و سوم شخص (او) است.
در روایت اول شخص :
نویسنده یكی از شخصیت های داستان و گاهی خود قهرمان اصلی است اما در روایت سوم شخص، نویسنده بیرون از داستان قرار دارد و اعمال شخصیت و قهرمانان را گزارش می دهد. به این شیوه روایت «دانای كل» هم می گویند. مثلاً راوی داستان «كباب غاز» خود نویسنده (اول شخص) است در حالی كه داستان «هدیه سال نو» را سوم شخص یا دانای كل روایت می كند.

3 – هسته یا طرح داستان :
پیوستگی منظم و اعمال و حوادث داستان كه مبتنی بر رابطه ی علت و معلولی است «طرح» یا «هسته ی » داستان نام دارد. «هسته» به سلسله حوادث داستان، وحدت هنرمی بخشد و آن را از آشفتگی می رهاند. طرح داستان «گیله مرد» ظلم و ستم بر رعیت و عكس العمل نسبت به این ظلم و ستم است.

4 – درون مایه :
درون مایه فكر اصلی و مسلط بر هراثر است و نویسنده آن را در داستان اعمال می كند درون مایه در واقع جهت فكری و ادراكی نویسنده را نشان می دهد. معمولاً درون مایه ی داستان را از اعمال و گفتار شخصیت های داستان به ویژه شخصیت اول (قهرمان) می توان دریافت. درون مایه ی بعضی قصه ها برخورد خوبیها با بدیهاست.

5 – لحن :
«لحن» ایجاد فضا در كلام است. شخصیت ها خود را به وسیله زبان معرفی می كنند و به خواننده می شناسانند. از این رو «لحن» با «سیك» ارتباطی نزدیك دارد. شخصیت ها را از طریق لحن آنان می شناسیم. لحن می تواند رسمی، غیررسمی ، صمیمانه ، جدی ، طنزواره و ... باشد.
 



نوشته شده توسط:asal roohi

ویرایش:--

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو